البته اين سؤال هم براى هميشه متوجه به ما خواهد بود كه آن تعين درونى يك شيء كه مخالف با وضع موجودى آن است ، ضد آن شيء است يا مخالف محض ؟ ما پيش از آن كه موضوع ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن را مورد بررسى قرار بدهيم ، سؤال فوق را توضيح مىدهيم و سپس به موضوع مزبور مىپردازيم .
توضيح - سؤال فوق چنين است : آن ضدى كه در درون يك حقيقت نهفته است ، تعين و خصوصيتى است كه با نمود فعلى آن حقيقت رابطهء تضاد دارد ، اگر آن تعين و خصوصيات درونى داراى آن نسبت معين است كه با وجود آن دو ضد به تكاپو در مىآيند ، پس به علت تكاپو و اتحاد حقيقت و ضد درونىاش احتياج به ارتباط و تاثير اشياء برونى دارد ؟ و اگر گفته شود : ضد درونى بدون ارتباط با اشياء به نسبت معين نمىرسد ، تا بتواند با حقيقت مفروض تكاپو و اتحاد داشته باشد ، ناچاريم ، ضد پيش از ارتباط با اشياء و تحصيل نسبت مفروض را ضد به اصطلاح علمى و فلسفى تعبير نكنيم ، بلكه آن را مخالف درونى شىء بناميم و ممكن است بگوييم : آن چه كه در درون يك حقيقت نهفته است ، ضد بالقوهء آن است ، نه ضد بالفعل آن ، يا بگوييم : ضد و تضاد داراى مراتب مختلفى است كه با نسبتهاى گوناگون در جهان طبيعت حكمفرما است . اكنون مىپردازيم به اصل موضوعى كه مطرح كردهايم و آن عبارت است از :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 554
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٥٤