تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 553

مساهمون:

ص٥٥٣
اين درون ( الكترونها و پروتونها ) كه در موقع تجزيه نمودار مىگردند به برون مبدل مىشوند ، يعنى اجزاء مزبور ديروز پيش از تحليل درون بودند ، امروز پس از تجزيه بيرون هستند . چنان كه خود عنصر اورانيوم پيش از تصفيه از ساير مواد مخلوط كه آن را مخفى كرده بودند ، حالت درونى داشته و پس از تصفيه و بروز وضع برونى به خود گرفته است . بدينسان اگر بتوانيم الكترون و پروتون بيرون شده را هم تجزيه كنيم ، درونى از آنها بروز كرده و به قلمرو برون خواهد رسيد ، پس به طور قطع در جهان ماده و حركت ، ما درون و برون مطلق نداريم ، بلكه اشياء در حالت پيچيدگى و تركيب درونى دارند كه در موقع تجزيه و باز شدن به برون مبدل مىشوند . همين اصل نسبى بودن درون و برون يك نسبيت ديگر را هم در بارهء آن دو حالت به وجود مىآورد ، اين نسبيت ناشى از اختلاف موقعيتهاى انسانها در تماس با اشياء است . براى جورج تومسون و وارنست روترفر و شرودينگر و سمينوفسكى ساختمان آتمى ، اشياء برونى بوده ، در صورتى كه به يك آدم معمولى همان ساختمان درونى است ، به طورى كه شايد تا آخر زندگانىاش هم ساختمان اتمى اشياء را به عنوان يك نمود فيزيكى برونى درك نكند .

14 - موضوع سوم - ارتباط و تاثير اشياء برونى در گرديدن

اين مسئله را به طور قطع تاييد مىكنيم كه خاصيتهاى درونى اشياء در نمودهاى بعدى آنها اثر عمده‌اى دارد ، اين همان است كه گفته مىشود : ضد درونى اشياء است كه باعث منفى شدن حالت قبلى شيء شده در صورت نمود ديگر بروز مىكند . ( 1 )
هامش
( 1 ) اين اختلافات درونى اشياء تا آن جا كه جنبهء حسى و تجربى دارد ، مىتواند در قلمرو علم و صنعت و ساير دريافتهاى بشرى مورد پذيرش قرار بگيرد ، و هيچ فرد متوجهى نمىتواند اين اختلافات درونى مواد را ناديده بگيرد . ولى هنگامى كه بخواهيم سر گذشت اولى اين اختلاف را دريابيم ، به هيچ وجه به يك پاسخ لازم و كافى نخواهيم رسيد . مخصوصاً با در نظر گرفتن اين كه مادهء جهان طبيعت از حالت بساطت رو به تركيب و تنوع پيش رفته است . ديگر در آن مرحله فقط و فقط با فرض و احتمال سر و كار خواهيم داشت ، بنا بر اين مسئله تضاد و اختلاف اشياء با يكديگر با خواص و اصولى كه براى آنها در نظر مىگيريم مسأله‌اى است كه در وسط طبيعت مطرح مىشود و نمىتواند . وضع و سيستم مجموعهء طبيعت بوده باشد . .