تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩

7 - اضداد با يكديگر مىجنگند

اين اصل هم در موارد متعددى از مثنوى مشاهده مىشود :
صد هزاران ضد ضد را مىكشد بازشان حكم تو بيرون مىكشد ( 1 ) هر دو سوزنده چو دوزخ ضد نور هر دو چون دوزخ ز نور دل نفور ( 2 ) اين تفانى از ضد آيد ضد را چون نباشد ضد نبود جز بقا ( 3 ) ضد ابراهيم گشت و خصم او و آن دو لشكر كين گذار و جنگ جو ( 4 ) پس بناى خلق بر اضداد بود لاجرم جنگى شدند از ضرّ و سود ( 5 )
ابيات پنجگانهء فوق اصلى را كه عنوان كرده‌ايم بيان مىكند و مىگويد : نه تنها اضداد با يكديگر متحد نمىشوند ، بلكه با يكديگر مىجنگند و همديگر را نفى و طرد مىكنند . ابيات پيش از شمارهء 1 چنين است :
قطرهء علم است اندر جان من وارهانش از هوى وز خاك تن پيش از آن كاين خاكها خسفش كند پيش از آن كاين بادها نشفش كند گر چه چون خسفش كند تو قادرى كش از ايشان واستانى واخرى گر در آيد در عدم يا صد عدم چون بخوانيش او كند از سر قدم
صد هزاران به قرينهء بيت شمارهء 2 ، كون و فساد در جهان را معلول كشاكش و پيروزى و مغلوبيت و غالبيت اضداد معرفى مىكند .
هامش
( 1 ) دفتر اول ص 39 بيت 21 . .
( 2 ) دفتر چهارم ص 259 بيت 21 . .
( 3 ) دفتر ششم ص 352 بيت 59 . .
( 4 ) دفتر ششم ص 384 بيت 40 . .
( 5 ) دفتر ششم ص 352 بيت 52 . .