تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 528

مساهمون:

ص٥٢٨
به اين معنى كه نسبت موجود در قضيهء « انسان انسان است » يك فعاليت مغزى است كه قضيه مزبور را متشكل كرده است و چون اين قضيه نه جنبهء تحليلى دارد و نه جنبهء تركيبى ( زيرا فرض اين است كه انسان در موضوع قضيه عين انسان در محمول آن است ) . لذا اين حالت حد نهايى اتحاد است ، بلكه بايد گفت : كلمهء اتحاد هم براى توضيح اين قضيه صحيح نيست ، زيرا موضوع و محمول در قضيه يك واحد است و اين ذهن ما است كه مىتواند واحد را دو شيء فرض كرده و قضيه تشكيل بدهد . چنان كه حد نهايى تباين قضيهء دوم است كه مىگويد : الف ، الف نيست .