گرفتن شرايط مزبور سياه بوده باشد .
اين اصل با داشتن يك اصل زير بنايى ديگر كه مىگويد : الف ، الف است و الف ، ب نيست ، يكى از بديهىترين اصول زندگانى عملى و فكرى انسانها است . بعضى از متفكرين شرايط فوق را براى قانون عدم اجتماع ضدين در نظر نگرفته و به اين خطا دچار شدهاند كه مىگويند : قانون عدم اجتماع ضدين كه ارسطو بيان كرده و قرنهاى طولانى افكار را مسخر كرده ، اشتباه بوده است .
اينان اغلب آن مثالها را كه براى توضيح مقصود شان مىآورند و نشان مىدهند كه دو ضد با يكديگر جمع شدهاند . داراى خللى در يك يا چند عدد از شرايط قانون « عدم اتحاد ضدين يعنى اين ، آن شدن » مىباشد . مثلًا وقتى كه مىگويند : جهان هستى ايزاك نيوتون هم صحيح است هم غلط ، صحيح است بالنسبه به زمان نيوتون و طرز تفكرات وى ، و غلط است در مقابل جهان بينى اينشتين بالنسبه به زمان اينشتين و طرز تفكرات وى . مىگويند : در اين موضوع : صحيح و غلط با هم جمع شده است ، روشن است كه همهء مثالهايى كه از اين سنخ بوده باشد كوچكترين اشكالى به عدم امكان « اين ، آن شدن ضدين » نمىباشد ، زيرا شرط اتحادها از قبيل نسبت و زمان در اين مثالها وجود ندارد » .
اگر بخواهيم مثال صحيحى را براى قانون فوق متذكر شويم ، بايد بگوييم : جهان بينى نيوتن در عين حال كه بالنسبه به زمان خود و به شرايط فكرى خود صحيح بوده است ، همان جهان بينى نيوتن بالنسبه به زمان خود و با نظر بر شرايط فكرى خود باطل بوده است گاهى مثالهايى را كه براى نشان دادن بطلان قانون « عدم امكان اين ، آن شدن ضدين » مىآورند ، ناشى از مخلوط كردن ذهنى و عينى است ، مانند اين كه مىگويند : « رنگ سياه با رنگ سفيد دو ضد هستند » و ما مىبينيم در مفهوم رنگ هر دو ضد مزبور جمع شدهاند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 524
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٢٤