تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦

بايد با پاهاى خود راه بروند . اين پيش گويى را مرلين بايد بكند ، زيرا من قبل از عصر او زندگى مىكنم . » ( 1 ) « لير - . . . اى بد بختهاى عريان و برهنه كه هر كجا هستيد ضربات و حملات اين طوفان بىرحم را بر خود هموار مىكنيد . چگونه سرهاى بىخانمان و پهلوهاى لاغر و دنده هاى شما كه از فرط بىقوتى نمايان گرديده و لباسهاى پاره پارهء شما در چنين موقعى مىتواند از شما دفاع كند . اوه من كمتر غم اين چيزها و اين گونه اشخاص را به هنگام اقتدار به خود راه مىدادم . اى طمطراق وحشت و جاه از اين داروى اخلاق بگير و خود را در معرض اين هواى طوفانى قرار ده ، تا آن چه را كه بىچارگان حس مىكنند بتوانى احساس كنى ، تا شايد آن چه را اضافه دارى نزد آنان بيندازى و عدالت بيشترى از خود نشان دهى تا خدايت ببيند . » ( 2 ) « ادگار - مراقب و مواظب ديو پست باش . از پدر و مادرت فرمانبردارى كن . با شرافتمندى قول و گفتار خود را حفظ كن ، سوگند مخور ، با نامزد و زن عقدى ديگران هم بستر مشو ، مهر دل خود را به لباسهاى فاخر متوجه مساز . » ( 3 ) « ادگار - نوكرى بودم به انديشه و دل مغرور و متكبر . موهايم را مجعد و تاب دار مىساختم ، به كلاهم دستكش مىآويختم ، در دل معشوقم شهوت ايجاد مىكردم و با او عمل شيطانى انجام مىدادم ، به عدهء كلماتى كه گفته بودم سوگند مىخوردم و آنها را در پيش خداى مهربان نقض مىكردم . كسى بودم كه در انديشهء شهوترانى مىخوابيدم و براى شهوترانى بيدار مىشدم . شراب را بسيار دوست مىداشتم . قمار بازى را سخت عزيز مىداشتم ، در زنبارگى شمارهء معشوقه هايم از معشوقه هاى يك ترك تجاوز مىكرد ، ولى خطا پيشه گوشى آمادهء شنيدن بهتان و دستى خون آشام داشتم . در كاهلى

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ص 186 و 187 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ص 192 و 191 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ص 194 . .