خود مىرسند ضمنا همان كثافتها و پليدىها به مجرد اين كه ميان مردم فاش گشت ، فورا به اوصاف عاليهء انسانى تبديل شده و به فضاى اجتماع عطر پراكنى مىكند اين خيالات در مغز گوينده و شنونده و نويسنده و مطالعه كننده موج مىزند و بى طرفانه به راه خود مىرود . اين يك روش مستمرى است كه در تمام طبقات اجتماعات ديده مىشود .
يك روش ديگر هم وجود دارد كه مىتوان ، بلكه بايد آن را به وجود آورده مورد بهره بردارى قرار داد ، اين روش بدين ترتيب است .
1 - بيان و توضيح زشتىها و اوصاف پليد از آن دهانها صادر شود كه خود آلوده به آنها نيستند . ممكن است شما بگوييد چه تفاوت دارد اين كه گويندهء حقيقت انسان معتقد و عامل به حقيقت بوده باشد يا نه ، زيرا حقيقت از هر دهان و هر قلم كه بيرون بيايد حقيقت است .
اين گفتهء شما كاملًا اشتباه است ، زيرا حقايقى كه براى انسان حقايق تلقى مىشود ، بر دو نوع است : نوع اول - حقايقى هستند كه نه تنها شايستگى گوينده شرط حقيقت بودن آنها نيست ، بلكه حتى انسان بودن گوينده و ابراز كنندهء آن هم شرط نيست 4 2 2 . خواه از دهان يك انسان بر آيد ، خواه روى سنگى نوشته شود ، يا يك جنايت كار بگويد ، حقيقتى است كه صادر شده است .
جسم اگر در فضاى زمين رها شود به زمين سقوط مىكند ، خواه آن جسم سنگى باشد كه از كوه جدا شود ، خواه سر انسان مظلومى باشد كه از بدن جدا شده و به زمين رها گشته است ، آن جسمى كه ساقط مىشود هر چه باشد و به وسيلهء هر چه و هر كه باشد و با هر نيت و هدفى كه بوده باشد ، در موقع رها شدن در فضا به زمين فرود خواهد آمد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 490
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩٠