تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
روان آلودگان بشرى هم اثرى ايجاد خواهد كرد پس به طور اطمينان مىتوان گفت : حقيقت بودن حقايق نوع دوم كه از مقولهء ارزش است ، بايد مستند به ارواح با ارزش بوده باشد . 2 - چنان كه مجهولات جهان طبيعت به وسيلهء افرادى كشف مىشود و براى همهء مردم در قلمرو فرد و اجتماع مورد پذيرش قرار مىگيرد و هيچ كس اعتراض نمىكند كه گوينده و كشف كنندهء آن يك يا چند فرد معدود است . همچنين حقايق مربوط به ارزشهاى اخلاقى و معنوى ، وقتى كه گوينده و عمل كنندهء آنها انسانهاى پاك باشند و با هيچ منطق علمى به مخالفت بر نخاسته باشند ، لازم است كه به وسيله قواى اجرايى در ميان انسانها تبليغ و بمورد اجراء گذاشته شود و در همين حال به مردم بفهمانند كه ارزشهاى مفروضه ، حقيقت خود را از قواى مجريه و وسايل مربوطه نيافته‌اند ، لذا اگر خود آن قوا و وسايل فاقد و محروم از آن ارزش يا مرتكب ضد ارزشها باشند ، دليل پوچى يا قرار دادى بودن آنها نخواهد بود . 3 - در قلمرو تعليم و تربيت اين نكتهء اساسى مراعات شود كه پيش از آن كه خوبى و بدى چيزى را مطرح كنيم ، اتحاد يا حد اقل پيوستگى روانهاى انسانى را به يك ديگر به عنوان يك اصل زير بنايى به افراد تحت تعليم و تربيت قابل پذيرش بسازيم . اين اصل به اضافهء نتايج ايده آلى كه در بر دارد ، ارزش خوبى و پستى بدى را مانند يك موضوع قابل گسترش و سرايت كننده بهمهء افراد مربوط نمودار مىسازد ، اگر يك فرد با نيت پاك ، كار نيكى را انجام داد ، در حقيقت اين نيت پاك و كار نيك مانند نور است كه از آفتاب منتشر مىشود و همهء موجودات را كه در قلمرو اشعهء آن قرار گرفته‌اند روشن مىسازد . همچنين است نيت فاسد و كار فاسد .