قصهء هاروت و ماروت و دليرى ايشان بر امتحان حق تعالى
( 1 )
( ( 796 ) ) چون حديث امتحان رويى نمود
يادم آمد قصهء هاروت زود
( ( 797 ) ) پيش ازين ز ان گفته بودم اندكى
خود چه گويم از هزارانش يكى
( ( 798 ) ) خواستم گفتن در آن تحقيقها
تا كنون واماندم از تعويقها
گوش دل را يك نفس اين سو بدار
تا بگويم با تو از اسرار يار
( ( 799 ) ) جملهء ديگر ز بسيارش قليل
گفته آيد شرح يك جزوى ز نيل
( ( 800 ) ) گوش كن هاروت را ماروت را
اى غلام و چاكران ماروت را
( ( 801 ) ) مست بودند از تماشاى إله
وز عجايبهاى استدراج شاه
( ( 802 ) ) اين چنين مستى است ز استدراج حق
تا چه مستىها دهد معراج حق
( ( 803 ) ) دانهء دامش چنين مستى نمود
خوان انعامش چه ها داند گشود
( ( 804 ) ) مست بودند و رهيده از كمند
هاى و هوى عاشقانه مىزدند
( ( 805 ) ) يك كمين و امتحان در راه بود
صرصرش چون كاه كُه را مىربود
( ( 806 ) ) امتحان مىكردشان زير و زبر
كى بود سر مست را زينها خبر
( ( 807 ) ) خندق و ميدان به پيش او يكيست
چاه و خندق پيش او خوش مسلكيست
آيه « وَاَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ 7 : 182 . » ( 2 ) ( آنان كه آيات ما را تكذيب كردند ، تدريجاً آنها را به هلاكت مىفكنيم ، در حالى كه نمىدانند ) .
هامش
( 1 ) داستان هاروت و ماروت را در جلد دوم ص 548 مشرحاً بررسى كردهايم ، مراجعه شود . در آن مبحث گفتيم كه : هاروت و ماروت دو فرشته بودهاند كه معصيت نكرده بودند و سند نظريهء جلال الدين در اين موضوع مورد اطمينان نيست . .
( 2 ) سوره الاعراف ، آيهء 182 . .