منافق هر اندازه هم كه ظاهر فريبنده و چشمگير و هولناك داشته باشد ، باز در طرز لحن گفتارش شناخته خواهد شد .
با يك مثال معمولى ، وقتى كه كوزه سفالين را مىخرى ، براى تشخيص اين كه آن كوزه صحيح است يا شكستگى دارد ، با سر انگشت به آن كوزه مىزنى ، تا از صدايش شكستگى يا سالم بودن آن را دريابى ، زيرا صداى كوزهء شكسته غير از صداى كوزهء سالم است بانگ هر موجود صدا دهنده مانند چاووشى است كه پيشا پيش قافله مىافتد و سمت حركت و مقصد و ماهيت قافله را اعلام مىكند .
آرى در كشاكش حوادث و بر خورد اشياء با يكديگر بانگهايى توليد مىشود و حقايق آن اشياء را آشكار مىكند ، مانند مصدر كه در افعال و مشتقات ماهيت و استعداد پذيرش و امتناع از پذيرش خود را آشكار مىسازد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 443
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٤٣