تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 440

مساهمون:

ص٤٤٠

تفسير و لتعرفنهم فى لحن القول

( ( 790 ) ) گفت يزدان مر نبى را در مساق يك نشان سهلتر ز اهل نفاق ( ( 791 ) ) گر منافق زفت باشد نغز و هول واشناسى مرد را در لحن قول ( ( 792 ) ) چون سفالين كوزه ها را مىخرى امتحانى مىكنى اى مشترى ( ( 793 ) ) مىزنى دستى بر آن كوزه چرا تا شناسى از طنين اشكسته را ( ( 794 ) ) بانگ اشكسته دگرگون مىبود بانگ چاووشى است پيشش مىرود ( ( 795 ) ) بانگ مىآيد كه تعريفش كند همچو مصدر فعل تصريفش كند

آيه

« وَلَوْ نَشاءُ لأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ اَلْقَوْلِ 47 : 30 . . . » ( 1 ) ( اگر بخواهيم آنان را به تو نشان مىدهيم ، با قيافه و سيمايشان خواهى شناخت و با طرز لحنى كه در گفتار دارند تشخيصشان خواهى داد . )

( ( 795 ) ) بانگ مىآيد كه تعريفش كند همچو مصدر فعل تصريفش كند

حوادث روزگار در فاش ساختن حقيقت انسان ، چونان افعال و مشتقات است كه حقيقت مصدر را در جلوه هاى گوناگون نشان مىدهد

تشبيهى كه جلال الدين در بيت فوق بيان كرده است ، بسيار پر معنا و جالب است ، منظور جلال الدين اين است كه هيچ يك از موجودات در جهان هستى از ارتباط با عوامل مؤثر بر كنار نمىماند .
هامش
( 1 ) سوره محمد صلى الله عليه و آله ، آيهء 30 . .