تفسير و لتعرفنهم فى لحن القول
( ( 790 ) ) گفت يزدان مر نبى را در مساق
يك نشان سهلتر ز اهل نفاق
( ( 791 ) ) گر منافق زفت باشد نغز و هول
واشناسى مرد را در لحن قول
( ( 792 ) ) چون سفالين كوزه ها را مىخرى
امتحانى مىكنى اى مشترى
( ( 793 ) ) مىزنى دستى بر آن كوزه چرا
تا شناسى از طنين اشكسته را
( ( 794 ) ) بانگ اشكسته دگرگون مىبود
بانگ چاووشى است پيشش مىرود
( ( 795 ) ) بانگ مىآيد كه تعريفش كند
همچو مصدر فعل تصريفش كند
آيه
« وَلَوْ نَشاءُ لأَرَيْناكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُمْ بِسِيماهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ اَلْقَوْلِ 47 : 30 . . . » ( 1 ) ( اگر بخواهيم آنان را به تو نشان مىدهيم ، با قيافه و سيمايشان خواهى شناخت و با طرز لحنى كه در گفتار دارند تشخيصشان خواهى داد . )
( ( 795 ) ) بانگ مىآيد كه تعريفش كند
همچو مصدر فعل تصريفش كند
حوادث روزگار در فاش ساختن حقيقت انسان ، چونان افعال و مشتقات است كه حقيقت مصدر را در جلوه هاى گوناگون نشان مىدهد
تشبيهى كه جلال الدين در بيت فوق بيان كرده است ، بسيار پر معنا و جالب است ، منظور جلال الدين اين است كه هيچ يك از موجودات در جهان هستى از ارتباط با عوامل مؤثر بر كنار نمىماند .
هامش
( 1 ) سوره محمد صلى الله عليه و آله ، آيهء 30 . .