تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥

( براى آدم كور حكم حرجى نهاده نشده است و نه بر آدم لنگ حكم حرجى وجود دارد ) . « فَمَنِ اُضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ - غَيْرَ مُتَجانِفٍ لإِثْمٍ فَإِنَّ الله غَفُورٌ رَحِيمٌ 5 : 3 . » ( 1 ) ( كسى كه در تنگناى غذايى به اضطرار دچار شود و به طرف معصيت تعدى نكند خداوند غفور و رحيم است . )

( ( 607 ) ) ليك هنگام درشتى هم نبود چون در افتادى به چَه تيزى چه سود

هنگامى كه به چاه خطرناك حوادث سر نگون شديد تا بتوانيد آرامش خود را از دست ندهيد

همواره بكوشيم پيش از آن كه حوادث ناگوار اجتماعى و طبيعى به صورت چاه در آمده ، دست و پا بسته به قعر آن سر نگون شويم ، با تدبير و انديشه و توجه به عنايات خداوندى با آرامش و خون سردى و تحمل ، آن حوادث را با زندگانى خود بررسى كنيم و نگذاريم رشتهء زندگى ما را از هم بگسلد ، اما مىدانيم كه گاهى نيروى آن گرفتارىها و مصايب بالاتر از آن است كه ما بتوانيم از عهدهء بر طرف كردن يا تنظيم و توجيه آنها با زندگى خويش بر آييم ، در اين حال آن چه بنياد اصلى حيات و قطب نماى عقل و وجدان حكم مىكند ، اين است كه با مبارزهء غير عقلانى با پيش آمد گيج كننده نيروهاى خود را بىهوده مستهلك نسازيم و بدانيم كه گاهى وضع ما آدميان در مقابل حوادث ناملايم روزگاران ، شبيه به دانه هايى است كه در ميان دو سنگ آسيا قرار گرفته است ، لذا خواه ناخواه بايد بپذيريم كه :
مرد بايد كه در كشاكش دهر سنگ زيرين آسيا باشد
موقعى كه به سر گذشت پر تلاطم انسانها در تاريخ بشرى مىنگريم با اين حقيقت روبه رو مىشويم : آن دسته از انسانها در پيش رفت تمدن واقعى و زندگانى منطقى
هامش
( 1 ) سوره المائدة ، آيهء 3 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 385 | محمد تقي جعفري