تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 387

مساهمون:

ص٣٨٧
( ( 610 ) ) با لئيمان بسته نيكان ز اضطرار ز اضطرار است آدمى مردار خوار

اين هم يك درد جانكاه كه گاهى راد مردان به دمسازى با تبه كاران مجبور مىشوند

اگر جريانات شئون انسانى چنان بود كه براى به دست آوردن كمالات و مراتب رشد روحى مىبايست متحمل زحمت شوند و تلخىها و ناگواريها را تحمل كنند تا به كمال ايده آل برسند و سپس آن كمال ايده آل تا آخرين نفس بدون مزاحم در وجود آنان پايدار مىماند ، دشوارى زياد وجود نداشت ، ولى واقعيت طور ديگرى است . مزاحمتها و تضادها و موانعى كه در سر راه بقاى نيكويى و رشد روحى وجود دارد ، به تحمل ناگواريهاى آماده كردن عوامل وجودى نيكويى و رشد روحى نيازمند مىباشد . نفس انسانى ، شيطان پليد ، انسانهاى پليدتر از شيطان سه ضلع پيوسته هستند كه دايما انسان را در محاصرهء مثلث خود قرار مىدهند . پليدان و تبه كارانى كه پيرامون عظماى انسانها را مىگرفتند و موجب ناراحتى آنان مىگشتند بر دو نوع بوده‌اند .

نوع يكم - منافقين و فريبكاران :

همواره دور و بر رهبران و راد مردان را افراد زيادى از فرصت طلبان و كامجويان مىگيرند و اسباب ناراحتى فكرى و روحى آنها مىشوند ، گاهى نيرويى كه براى دفع شر آن تبه كاران فرصت طلب لازم است خيلى بيشتر از نيرويى است كه بايستى به جبههء مخالف رسمى بسيج شود . منافقين صدر اول اسلام به هواى ثروت و جاه و نژاد بازى و حتى ادامهء خرافات عقيدتى خود ، با ظواهر آراسته به پيامبر نزديك مىشدند . انتظار فرصتها را