« الانتظار اشد من الموت » .
از طرف ديگر عشاق وفادار به عشق ، خود هجران با انتظار وصول را شيرينتر از خود وصول تلقى مىكنند .
اين دو جملهء متضاد را چگونه مىتوان هماهنگ ساخت ؟ انتظار به طور اجمال پديده ايست كه روح در آن حالت دريچهاى از خود را به روى موضوعى باز كرده است ، تعبير باز كردن دريچهاى از روح ، براى آنست كه انسان در حالت معمولى ، من خود را در مقابل حوادث و رويدادها بسته مىبيند ، براى ارتباط با هر يك از حوادث من وضع مخصوصى به خود مىگيرد ، مثلًا در موقع خواستن يك رويداد مطلوب وضع من در مقابل آن وضع مىخواهم است ، در نقطهء مقابل اين وضع ، يعنى در موقعى كه رويدادى مورد تنفر انسانى است ، مانند اين است كه من انسانى مىخواهد به مخفىترين گوشهء وجود انسانى پناه برده و از آن موضوع مورد كراهت دور شود .
در حالت انتظار - چنان كه گفتيم : مانند اين است كه روح دريچهاى به روى رويداد باز كرده است و خود را در مقابل آن موضوع مىبيند . روح چگونه در مقابل موضوع قرار مىگيرد ؟ اين سؤالى است كه با توجه بانواع انتظار پاسخ داده مىشود :
نوع يكم - انتظار موضوع مطلوب
در اين نوع روح انسانى دريچهاى از خود به موضوع مفروض باز مىكند و خود در حال كشش به سوى موضوع يا كشيدن آن به طرف خود به سر مىبرد . هر اندازه كه هدف مطلوبتر بوده باشد ، حالت كشش مزبور تندتر مىگردد ، در همين فرض هر چه توجه به خنثى شدن كشش مفروض به جهت موانع بيشتر بوده باشد ، تلخى انتظار افزايش مىيابد .
شدت تضاد كشش اشتياق آميز با خنثى شدن آن كشش ، بستگى به مقدار مطلوبيت هدف و شدت و ضعف احتمال خنثى شدن آن كشش دارد .
نوع دوم - انتظار موضوع نامطلوب
اگر از جهت نامطلوب بودن موضوع ، اعتدال روانى مختل نگردد ، لحظاتى كه