( ( 517 ) ) ده مرو ده مرد را احمق كند
عقل را بىنور و بىرونق كند
خواجه پندارد كه روزى ده دهد
اين نمىداند كه روزى ده دهد
( ( 518 ) ) قول پيغمبر شنو اى مجتبى
كور عقل آمد وطن در روستا
( ( 519 ) ) هر كه روزى باشد اندر روستا
تا به ماهى عقل او نايد به جا
( ( 520 ) ) تا به ماهى احمقى با وى بود
از حشيش ده جز اينها چه درود
( ( 521 ) ) و آنكه باشد ماهى اندر روستا
روزگارى باشدش جهل و عمى
( ( 522 ) ) ده چه باشد شيخ و اصل ناشده
مانده در تقليد و حجت گر بده
( ( 523 ) ) پيش شهر عقل كلى اين حواس
چون خران چشم بسته در خراس
( ( 524 ) ) اين رها كن صورت افسانه گير
رو بهل در دانه گندم دانه گير
( ( 525 ) ) گربه در ره نيست هين بُر مىستان
گر بدان سو نيست ره اين سو بران
( ( 526 ) ) ظاهرش گير ار چه ظاهر كژ بود
عاقبت ظاهر سوى باطن رود
( ( 527 ) ) اول هر آدمى خود صورت است
بعد از آن لذت كه معنىّ وى است
( ( 528 ) ) اول هر ميوه جز صورت كى است ؟
بعد از آن جان كاو جمال سيرت است
( ( 529 ) ) اولًا خرگاه سازند آن گهان
ترك را آرند آخر ميهمان
( ( 530 ) ) صورتت خرگاه و معنى ترك آن
معنيت ملَّاح و صورت بادبان
( ( 531 ) ) بهر حق اين را رها كن يك نفس
تا خر خواجه بجنباند جرس
آيه
« وَاَلَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ 7 : 182 . » ( 1 ) ( آنان كه آيات ما را تكذيب كردهاند در غفلت غوطه ورشان مىسازيم ، بدان ترتيب كه خودشان ندانند ) . « إِذْ قالَ لَه قَوْمُه لا تَفْرَحْ إِنَّ الله لا يُحِبُّ اَلْفَرِحِينَ 28 : 76 . » ( 2 ) ( موقعى كه [ قوم قارون ] به او گفتند : شادمان مباش و به خود مبال ، خداوند شادى كنندگانى را كه به خود مىبالند دوست ندارد ) . توضيح - اشتباه نشود كه آيه فوق مطلق شادمانى را در اين دنيا محكوم
هامش
( 1 ) سوره الاعراف ، آيهء 182 . .
( 2 ) سوره القصص ، آيهء 76 . .