تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤

مىكند ، بلكه چنان كه در ترجمهء آيه اشاره كرديم ، با نظر به مجموع آيات مقصود از فرح آن شادمانى است كه قلب انسان در بارهء موضوع فرح انگيز ، آن اندازه باز و گشاده شود كه به كلى شخصيت او را در اختيار موضوع مزبور قرار بدهد . ( 1 ) اين همان شخصيت باختن است كه هم از طرف عقل و وجدان محكوم شده است و هم منابع معتبر اسلامى با بيانات گوناگون آن را مورد نكوهش قرار داده است . همين ملاك در تأسف و انقباض روانى كه اندوه يكى از مظاهر آن است ، وجود دارد . در آيهء ذيل هر دو پديده انقباض و انبساط كه باعث باختن شخصيت است مورد مذمت و ملامت قرار گرفته است : « لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ 57 : 23 . . . » ( 2 ) ( تا به آن چه از شما فوت شده است اندوهگين مباشيد و به آن چه كه خدا به شما داده است فرحناك نشويد ) . دليل اين مطلب كه خنده و شادى طبيعى از نظر قرآن محكوم نيست ، آيه‌اى است كه خداوند خنداندن و گرياندن را به خود نسبت مىدهد : « وَأَنَّه هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكى وَأَنَّه هُوَ أَماتَ وَأَحْيا 53 : 43 - 44 . » ( 3 ) ( و آن خدا است كه مىخنداند و مىگرياند و آن خدا است كه مىميراند و زنده مىكند ) . مقصود جلال الدين در دو بيت ذيل شاهد همين معنى است كه ما گفتيم :

هامش
( 1 ) فرح بالشيء انشرح صدره و سر . . . و فرح بطر - المنجد - الاب لويس معلوف مادهء فرح . . ( در بارهء چيزى فرح پيدا كرد يعنى سينه اش باز شد و خوشحال شد . ) و به معناى كامورى طغيانگرانه است . .
( 2 ) سوره الحديد ، آيهء 23 . .
( 3 ) سوره النجم ، آيهء 43 . .