از اين اشخاص بيتلها و هيپىها هستند كه در چند سال ، اخير به ريش اصول و قوانين و قيود بشرى مىخندند و انديشه و تعقل و وجدان را به باد مسخره مىگيرند اما ما بايد ، بدانيم كه اگر تمام محاسبات منطقى رويدادها را منحصر به معلولات بسازيم ، خوب است بساط علم و معرفت و جهان بينى را به كلى بر چينيم .
براى تمدنها و جوامع گذشته اين قيافه ها ناشناخته نيستند . وقتى كه ما در مسائل انسانى با نظر سطحى مىنگريم ، مىگوييم : اين گروه بىخيالان و بىاعتنايان را كه امروز مىبينيم ، معلولهاى عقب افتادهاى هستند كه در اظهار حقيقت پوچى قوانين موضوعه و گره خوردگى روانى مجريان ، در امتداد قرون و اعصار تاخير كردهاند .
اين يك استنباط صحيح نيست ، بلكه به طور كلى خواه ديروز ، خواه امروز و خواه فردا ، چه در شرق و چه در غرب ، هر موقع كه قانون يا مجرى آن در بارهء بشر و شئون و ارزشهاى او حذف و انتخاب ساختگى صورت داده يا صورت بدهد ، اگر همهء افراد مشمول آن قانون و همهء انسانهاى واقع در تحت سلطهء مجريان آن به شكل هيپى در نيايند ، يا خيلى فوق العادگى در شخصيت دارند و يا ريا كار و يا زبون و به شرم افراطى دچار هستند .
وجدان تاريخ همواره قلمى براى خط سرخ كشيدن به اباطيل و مزخرفات و سيماى دروغگويان آماده كرده است .
اين قلم روزى به شكل سوفسطايىها درمىآيد ، روز ديگر در قيافهء ابو العلاها و سرايندهء رباعيات هيچ گرايى منسوب به يك نفر به نام خيام بروز مىكند ، موقع ديگر به لباس و شكل مضحك و موهاى دراز نمودار مىگردد .
جيغ كشيدن يك بيتل و دست بلند كردن بىهدف يك هيپى خواه بداند يا نداند بىشباهت به اعتراض خردمندترين نمايندهء يك جامعه در پارلمان به قانون و مجرى آن نيست .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 293
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٩٣