آيهء فوق بوده باشد ، معناى بيت با آيه قابل تطبيق است و اگر مقصود جلال الدين استشهاد به آيه نباشد بايد بگوييم : منظور جلال الدين از مضمون فوق سركوب كردن نفس اماره است كه در روايات فراوان وارد شده است . نظريهء دوم از ابن عباس و سعيد بن جبير و قتاده و مجاهد است ، اينان مىگويند : مقصود از جملهء : « اقتلوا انفسكم » ( خودتان را بكشيد ) همان معناى معمولى ظاهرى است و در احاديث وارد شده است كه آن عده از بنى اسرائيل كه گوساله را پرستيده بودند پس از اين فرمان بدستور موسى عليه السلام يكديگر را كشتند . « إِذْ جَعَلَ اَلَّذِينَ كَفَرُوا فِي قُلُوبِهِمُ اَلْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ اَلْجاهِلِيَّةِ فَأَنْزَلَ الله سَكِينَتَه عَلى رَسُولِه وَعَلَى اَلْمُؤْمِنِينَ وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ اَلتَّقْوى وَكانُوا أَحَقَّ بِها وَأَهْلَها وَكانَ الله بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً 48 : 26 . » ( 1 ) ( موقعى كه كفار در دلهاى خود عصبيت دوران جاهليت را قرار دادند ، خدا آرامش الهى خود را به پيامبرش و به مردمى كه به او ايمان آورده بودند فرود آورده آنان را ملازم كلمهء تقوى قرار داد ، آنان به كلمهء با عظمت تقوا و اهلش شايسته تر بودند و خداوند به همه چيز دانا است . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 289
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٨٩
توضيح - در تفسير آيهء فوق دو نظر عمده وجود دارد كه ما به طور اختصار متذكر مىشويم :
نظريهء يكم ، از جبائى و ابن اسحاق - است اينان مىگويند :
مقصود از فرمان خدا به كشتن بنى اسرائيل خودشان را ، تسليم به قتل بود ، نه كشتن حقيقى و در حقيقت خداوند با اين دستور مىخواهد تباه شدن نفوس بنى اسرائيل را گوشزد كند ، اين تباه شدن بدرجهاى رسيده بود كه استحقاق كشته شدن پيدا كرده بودند . بنا بر اين نظريه اگر مقصود جلال الدين در بيت زير :
( ( 374 ) ) نفس زينسان است ز ان شد كشتنى
اقتلوا انفسكم گفت آن سنى
هامش
( 1 ) سوره الفتح ، آيهء 26 . .