تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

باسط و قابض خداوند است و دل رونده محل اين دو خصلت است و چون حقيقت دل ظاهر گردد و تلوين به تمكن مبدل شود ، حكم دگرگون باشد ، و الله اعلم . » ( 1 ) مطالبى را كه مىتوان از بيانات فوق در بارهء قبض و بسط استخراج كرد بقرار زير است : 1 - قبض و بست دو حال مختلف است كه به درون آدمى عارض مىشود . 2 - محل عروض اين دو حالت قلب است نه مغز . 3 - بسط گشايش و روشنايى است كه دل را وادار به حركت و هيجان و شادى و نشاط مىنمايد . 4 - قبض عبارت است از گرفتگى و حالت در هم پيچيدگى دل . 5 - خاصيت قبض اين است كه وقتى به دل آدمى عارض مىشود ، بقدرى طاقت و ناچيز مىشود كه حتى از تحمل بارى به اندازه يك كاه يا يك برگ سرباز مىزند . 6 - خاصيت بسط آن است كه دل انسانى در آن حالت چنان گسترش و عظمت و نيرو به خود مىگيرد كه اگر هر دو جهان را در آن جاى بدهند ، براى دل قابل اهميت و توجه نمىگردد . 7 - اسباب و علل قبض : قهر و كينه و مكر پردازى است . گاهى هم عامل قبض ، خوف و گمان و سستى و يا دورى از مقصود و حرص و هجران مىباشد . 8 - اسباب و علل بسط : لطف و كرم و گاهى رجاء و يقين و تقرب به مقصود و قناعت و وصال مىباشد . 9 - گاهى عوامل قبض و بسط بر خود انسان پوشيده است و گمان مىكنيد كه يكى از آن دو حالت كه به او عارض شده است ، بىعلت است ، ولى به طور حتم آن حالت علتى دارد كه به او مخفى است ، زيرا عوامل اساسى قبض و بسط ( قهر و مكر و لطف

هامش
( 1 ) التصفيه فى احوال المتصوفه ، قطب الدين ابو المظفر منصور بن اردشير العبادى به تصحيح دكتر غلامحسين يوسفى ، ص 191 و 192 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 265 | محمد تقي جعفري