تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢

چند در راه رشد طبيعى خود برداشت و شير را رها ساخته ، قدرت خوردن و هضم لقمه هاى غذايى را پيدا كرد . اگر او بتواند در اين مرحلهء سوم كه كمال بهره بردارى از طبيعت است ، درجا نزند و ميخكوب نشود و پيوند خود را از لقمه هاى غذاى مادى ببرد ، منزل بعدى غذاهاى حكيمانهء لقمانى است كه در انتظارش خود را آماده ساخته است ، او در اين منزلگه چهارم آرمانهاى پوشيده از جهان حس و رنگ را جستجو خواهد كرد و روى بحقايق ما وراى محسوسات زود گذر كه نشانه هايى روشن براى پشت پرده است ، خواهد گرداييد . اگر كسى به طفلى كه در حالت جنين به سر مىبرد بگويد : اى موجود عزيز اى نهال نو رس باغ وجود در بيرون از اين جايگاه تنگ و تاريك : جهان پهناورى وجود دارد كه با نظم بسيار شگفت انگيز در جريان است . زمين خرم و پهن و طولانى وجود دارد كه هزاران نعمتها در آن است . كوه ها ، درياها ، دشت و هامونها ، بوستانها ، باغها ، مزارع سبز و خرم در آن زمين فراوان است . بيرون از اين قفس تنگ و تاريك ، آسمانها و كهكشانها و كازارها و آفتابها و ميلياردها ستاره مانند ستارهء سها در گردش است ، بادهاى شمالى و جنوبى ، شرقى و بادى كه از مغرب مىوزد ( 1 ) وجود دارد . جهان بيرونى ، اى كودك بىخبر باغها دارد ، موجوداتى به نام انسان در آن زندگى مىكنند ، عروسىها و ماتمها و شادىها و اندوه ها دارند ، شگفتىهاى وصف ناپذيرى دارد . [ تو در اين ظلمتكده چه مىكنى ؟ اگر درك مىكردى ، مىفهميدى كه اين تنگناى محقر جايگاه آزمايش و تنظيم

هامش
( 1 ) دبور ، بادى است كه مقابل باد صبا است ، باد صبا شرقى و باد دبور غربى است . .