تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
خواه از مقولهء رياضى باشد ، يا از مفاهيم فلسفى ، يكى از فعاليتهاى رسمى مغز است جاى ترديد نيست كه حواس طبيعى و مغز ما با نظر به حدود طبيعى كه دارا هستند ، نمىبايست كوچكترين دريافتى در بارهء بىنهايت داشته باشند . اين يك نمونه از قلمرو ما وراى طبيعت . 2 - مغز ما توانايى تجريد و درك مفاهيم مجرد را دارا مىباشد ، در صورتى كه با نظر به ميدان مادى و وسايل فيزيولوژيكى مغز ، نبايستى ما توانايى تجريد را داشته باشيم ، اين نمونهء دوم . 3 - در آن هنگام كه مالكيت انسان به شخصيت خود به حد نصاب مىرسد ، مىتواند كارهايى را از روى اختيار صادر نمايد . جاى شك نيست كه شخصيت ما در حال اختيار گام به ما فوق تمام قوانين طبيعت مىگذارد ، اين است نمونهء سوم . 4 - دريافت عظمت تكليف ، مخصوصاً با روش فلسفى كانت كه در نهاد انسانها وجود دارد ، روزنهء باريك و ظريف ، ولى با درخشندگى زياد نمونهء ديگرى از ارتباط سطح طبيعى انسان با قلمرو ما وراى طبيعت مىباشد . 5 - دريافت عظمت و زيبايى ، عدالت و آزادى و احساس وحدت در جانهاى آدمى ، اين است نمونهء پنجم . 6 - درك جلال هندسهء كلى در پهنه ى هستى و نظاره كردن به آن به عنوان يك واحد مجموعى ، دريچهء ديگرى است كه ما خاك نشينان جنينى را با بيرون از جهان طبيعت آشنا مىسازد .

اگر تمام موجوديت طفل در همان حالت جنينى خلاصه مىگشت چه احتياجى به آن همه قواى طبيعى و نيروهاى درك و استعداد انعطاف مطابق محيطها داشت ؟

مىدانيم كه يك كودك جنينى در حدود 9 ماه در نهانگاه جنينى زندگى خواهد كرد . قوا و وسايلى كه يك كودك در شكم مادر دارا مىباشد ، حتى يك هزارم آنها
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 121 | محمد تقي جعفري