تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
( ( 53 ) ) گر جنين را كس بگفتى در رحم هست بيرون عالمى بس منتظم

آيا مىتوان عظمت جهان خارج از رحم مادر را به جنين قابل درك ساخت ؟

چطور مىتوان به موجودى كه در حالت جنينى به سر مىبرد ، اين گونه مسائل را قابل درك ساخت كه : غذاى خوردنى و آب آشاميدنى منحصر به قطرات خون كه تو مىخورى نيست ؟ آيا راهى داريم كه به كودك جنينى بفهمانيم كه در بيرون از آن جايگاه تنگ و تاريك كه تو نشسته‌اى ، فضايى بس گسترده و بىكران وجود دارد ؟ با كدامين وسيله مىتوان به كودك جنينى فهماند كه در بيرون از اين آشيانهء تنگ و تاريك و موجودىهاى ناچيز آن ، كهكشانها و كازارهايى وجود دارد كه ميلياردها سال در فضاى پهناور زندگى مىكنند ؟ آيا مىتوان آن نشسته در شكم را با مغز و نيروى شگفت انگيزش ، با وجدان و فعاليت بىنهايتش آشنا ساخت ؟ ما انسانها در اين كره خاكى با همه وسعتش و در اين فضاى بىكران با آن همه پهناوريش حكم همان جنين بىنوا را داريم كه اخبار پيامبران و اولياء الله از ما وراى اين جهان محدود و قفس آسا ، براى ما غير معقول و خيالات جلوه مىكند . تفاوتى كه ما با جنين داريم ، تفاوت بسيار روشن است ، زيرا ما چه به طور مستقيم و چه به طور غير مستقيم مىتوانيم دريچه هايى از اعماق درون خود را به پشت پردهء طبيعت باز نموده به نمونه‌اى از عظمت ما وراى جهان طبيعى نظاره كنيم . امورى را كه ذيلا متذكر مىشويم ، مىتواند دليل اجمالى به ادعاى فوق بوده باشد : 1 - مغز ما قدرت تصور بىنهايت به طور اجمال را دارد ، اين مفهوم بىنهايت