2 - شكنجهء آگاهى به آنها كه گاهى به مراتب شديدتر از شكنجهء اول است .
آن گروه از انسانها كه در اين مرتبهء متوسط از آگاهى قرار گرفتهاند ، هر چه كه به اطلاعات و شناسايىهاى خود بيفزايند ، اگر احتياط كار باشند از مكتب شكاكان پيروى خواهند كرد و اگر توجه همه جانبه نداشته باشند ، مسلما بد بين و به يأس فلسفى دچار خواهند گشت .
ج - مرتبه عالى آگاهى - مقصود از اين مرتبه ، زيادى معلومات نيست ، بلكه به دست آوردن زمينه و هدف خلقت است ، كسانى كه به طور اجمال درك كردهاند كه خلقت اين دستگاه پهناور بىهوده نيست و زمينهء اصلى آن نظم و قانون است كه در دو قلمرو جاندار و بىجان حكمفرما است ، اينان شكنجهء تزاحم و دردهاى خود حيات را مىچشند ، اما آگاهى از دردها و تصادمها آنها را شكنجه نمىدهد ، زيرا اين افراد در يك مرتبهء عالى از اطلاع به مقتضاى هستى قرار گرفتهاند كه پاسخگوى آگاهى آنها از آلام و رويدادهاى دردناك خلقت است .
البته دو مرحلهء فوق كه با مشتقات آنها متذكر شديم ، داراى مراتب مختلفى هستند كه هر يك به نوبت خود عينك مخصوصى به ديده گان انسانى مىزنند ولى اصل واقعيت چيست ؟ چرا جهان جايگاه تزاحم است ؟ اين سؤالى است كه جلال الدين مىخواهد پاسخ قانع كنندهاى بدهد . او مىگويد : همهء اين تزاحمها و بگير و ببندها و غالبيتها و مغلوبيتها ، در سطح طبيعى ماده و حيات است نه در اصل واقعيت آن ، مادامى كه حيات در نمودهاى ظاهرى طبيعت و حيات غوطه ور است ، كارى جز جنگ و پيكار ندارد ، اين پيكارگرى همانند تصادم كفهاى ناپايدارى است كه روى امواج دريا صورت مىگيرد ، وقتى كه هوا از آنها خالى شد در سطح دريا به آرامش حقيقى خود مىرسند .
اين پاسخ را كه جلال الدين مىدهد ، با نظر به آرامش اولياء الله و راد مردان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٨