مرحلهء يكم - پديدهء خود حيات كه تمام جانداران در آن مشترك مىباشند ، موجود جاندار در اين مرحله به طور ناخود آگاه در مىيابد كه ادامهء حيات در سنگلاخ ماده مانند عبور دادن يك چراغ دستى است از كوچهاى كه در معرض وزش بادهاى خاموش كننده است . دريافت اجمالى اين موضوع در حقيقت عامل محرك جاندار به حفظ و ادامهء حيات مىباشد .
با تجربه ثابت شده است كه وقتى يك انسان كه داراى حيات طبيعى است به يك مانع حياتى با كوشش و تقلا پيروز مىگردد ، طعم حيات براى او شيرينتر و گواراتر جلوه مىكند . در اين مرحله دردها و تلخىها براى دريافت آن چه كه مىخواهد از دست برود بهترين محرك است ، لذا از اين جهت آگاهى به دردها و تلخىها يا وجود ندارد ، يا به جهت مطلوبيت شديد حيات قابل تحمل مىباشد .
مرحلهء دوم - مرحلهء آگاهى به تزاحمها و تصادمها است ، اين آگاهى داراى مراتب گوناگونى است ، از آن جمله :
الف : مرتبهء ابتدايى - انسان به پيرامون خود مىنگرد ، تزاحم جانداران را با يكديگر و تصادم ماده را با جانداران كه به مرگ و سقوط منتهى مىشود ، مىبيند ، اين مقدار از آگاهى كوچكترين خللى به طعم حيات و كوشش در راه ادامهء آن وارد نمىسازد ، لذا اين انسان آگاه كار مىكند و مىكوشد و وسايل حيات را به دست مىآورد و زندگى را تحصيل مىكند . اكثريت قريب به اتفاق انسانها در اين مرتبه از آگاهى زندگى مىكنند .
ب - مرتبهء متوسط آگاهى - اشخاصى كه از لذايذ و آلام بشرى مطلعاند ، انواع تزاحم را مىدانند حق و باطل آنها را تشخيص مىدهند .
اينان اگر پايبند يك مكتب و ايده ئولوژى كه بتواند حيات و تزاحم را تفسير كند ، نباشند ، دايماً در دو نوع شكنجه غوطه ور خواهند بود :
1 - شكنجهء تزاحم و دردهاى خود حيات .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 107
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٠٧