سوگند كه ما پيروزيم . موسى عصاى خود را انداخت و همهء آن نمودهاى بىاساس را بلعيد . )
( ( 17 ) ) لقمه بخشى آيد از هر كس به كس
حلق بخشى كار يزدان است و بس
آن چه كه افراد بشرى به يكديگر مىتوانند بدهند و آن چه كه خدا به انسانها مىدهد
معمولًا چنين گفته مىشود كه داد و ستد انسانها با يكديگر منحصر به امورى است كه مىتواند در اختيار آنها قرار بگيرد ، مانند تعليم و تربيت و كار و مزد و ساير مزاياى مادى كه انسانها مىتوانند بيك ديگر انتقال بدهند اما موضوعاتى كه از قدرت و اختيار انسانها بيرون است و نمىتوانند در آنها تصرفى نمايند ، قابل دادن و گرفتن نبوده و مربوط به مشيت خداوندى است .
بيت مورد نقد و تحليل اين مطلب را بروشنايى باز گو مىكند ، ولى بايستى اين مطلب را هم در نظر بگيريم كه تفكيك دو موضوع فوق از يكديگر ( امور مربوط به اختيار انسانها و امور خارج از اختيار انسانها ) در جريان پيوستهء دستگاه هستى ، امرى است امكان ناپذير ، زيرا اگر بگوييم : استعدادها و اقتضاها و خواص ذاتى اشياء از خداوند بوده به حركت در آوردن و بهره بردارى از آنها در حدود اختيار خود انسانها است ، با اين مسئله روبه رو خواهيم گشت كه ارتباط شديد ميان استعدادها و امور مربوط به آنها با حركات اختيارى انسانها كه در روى آنها انجام مىگيرد ، به اندازه و به كيفيتى است كه مىتوان گفت : هر يك از آنها معلول و جلوهء ديگرى قرار مىگيرد .
مثلًا در همان مثال كه جلال الدين آورده مىگويد :
( ( 17 ) ) لقمه بخشى آيد از هر كس به كس
حلق بخشى كار يزدان است و بس