تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
( ( ديباچه دفتر سوم ) )
( ( 1 ) ) اى ضياء الحق حسام الدين بيار اين سوم دفتر كه سنت شد سه بار ( ( 2 ) ) برگشا گنجينهء اسرار را در سوم دفتر بهل اعذار را ( ( 3 ) ) قوتت از قوت حق مىزهد نز عروقى كز حرارت مىجهد ( ( 4 ) ) اين چراغ شمس كاو روشن بود نز فتيل و پنبه و روغن بود ( ( 5 ) ) سقف گردون كاو چنين دايم بود نز طناب و استنى قايم بود ( ( 6 ) ) قوت جبريل از مطبخ نبود بود از ديدار خلَّاق ودود ( ( 7 ) ) همچنين اين قوت ابدال حق هم ز حق دان نز طعام و از طبق ( ( 8 ) ) جسمشان را هم ز نور اسرشته اند تا ز روح و از ملك بگذشته اند ( ( 9 ) ) چون كه موصوفى به اوصاف جليل بر تو آتش شد گلستان چون خليل ( ( 10 ) ) پنج حس و شش جهت گشت از تو رام اى عناصر مر مزاجت را غلام ( ( 11 ) ) هر مزاجى را عناصر مايه است وين مزاجت برتر از هر پايه است ( ( 12 ) ) اين مزاجت از جهان منبسط وصف وحدت را كنون شد ملتقط ( ( 13 ) ) اى دريغا عرصهء افهام خلق سخت تنگ آمد ندارد خلق حلق ( ( 14 ) ) اى ضياء الحق به حذف راى تو حلق بخشد سنگ را حلواى تو ( ( 15 ) ) كوه طور اندر تجلى حلق يافت تا كه مىنوشيد و مىرا بر نتافت ( ( 16 ) ) صار دكاً منه و انشق الجبل هل رايتم من جبل رقص الجمل ( ( 17 ) ) لقمه بخشى آيد از هر كس به كس حلق بخشى كار يزدان است و بس ( ( 18 ) ) حلق بخشد جسم را و روح را حلق بخشد بهر هر عضوى جدا ( ( 19 ) ) اين گهى بخشد كه اجلالى شوى از دغا و از دغل خالى شوى ( ( 20 ) ) تا نگويى سرّ سلطان را به كس تا نريزى قند را پيش مگس ( ( 21 ) ) گوش آن كس نوشد اسرار جلال كاو چو سوسن ده زبان افتاد و لال ( ( 22 ) ) حلق بخشد خاك را لطف خدا تا خورد آب و برويد صد گيا
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 98 | محمد تقي جعفري