تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦

مىگويد ] : « روزهاى يك شنبه كتابهاى دعا و تواريخ قديم را براى من مىخواند و من گوش مىدادم و هر روز خداوند به تعظيم وامىداشت و بعضى ديگر انسان را براى مردمى كه صاحب حشم و آب و خاك بوده و مثل ما در اثر حادثه‌اى بد بخت شده بودند به گريه مىانداخت و بعضى بىاعتبار به نظر مىرسيد ، زيرا از چندين خدا حرف مىزد و از عروسى آنها با دختران زمين حكايت مىكرد و از خدعه و آزارى كه فلان خدا در بارهء خداى ديگر و يا در بارهء بشر روا داشته سخن مىراند . » ( 1 ) [ كلود ] : « اين بود كه به خود مىگفتم : پس ارادهء الهى اين است كه روح ما هم مانند جسم كار كند و غذاى خود را بجويد ، زيرا دانه هاى حقيقت را خداوند در برابر روح ما با كاه خرافات آميخته است . اين موضوع مرا متعجب مىساخت ، ولى هرگز گمراه نمىكرد ، زيرا خداوند دانا است و آن چه آفريده است مىداند براى چيست . ممكن است اين موضوع را براى آن قرار داده باشد كه ما هميشه در باره او فكر كنيم و در جستجو باشيم و به طرف معرفت برويم ، زيرا اگر در همان قدم اول به معرفت او نايل مىشديم ديگر جلو نمىرفتيم . خلاصه آن كه زندگى يعنى جستجو ، مع ذلك انسان در طى زمان به حقايق و مقدماتى مىرسد كه در مدت قرنها گرسنگى او را در تحصيل حقايق اشباع مىكند . » ( 2 ) [ كلود ] : « چون من از مذاهب ديگران خبرى نداشتم ميزانى براى تشخيص مذاهب الهى پيدا كرده و با خود گفتم :

هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 160 - 159 . .
( 2 ) سنگتراش سن پوان ، ص 160 . .