تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

باغ دو قدم پايينتر از اينجا است . شما بايد سنگها را از آن جا بياوريد ، اما قبلًا به من بگوييد بدانم كه براى تراش هر قطعه سنگ چقدر اجرت بايد تقديم كنم سنگ تراش با اضطراب مشهود و مؤثرى گفت : عرض كنم نمىدانم . گفتم ؟ پس كى مىداند ؟ اگر شما خودتان معين نكنيد خود من خواهم دانست و خود من معين خواهم كرد . سنگ تراش از شنيدن اين حرف رگه‌اى صورتش متورم شد و پيشانيش سرخ شد و با خجالت و پريشانى بيشترى گفت : - اين موضوع را فقط خدا مىداند . من به بانگ بلند گفتم : - آخر چطور خدا مىداند ؟ اما او با همان لحن ملايم گفت : - چرا ، زيرا فقط خدا مىداند كه من در ظرف چه مدتى اين سنگها را تراشيده و صيقلى خواهم كرد ، بنا بر اين وقتى كه اين كارها خاتمه يافت من حساب مىكنم كه چند روز طول كشيده و قيمت غذاى من در اين چند روز چقدر بوده است و البته براى كوشش و زحمت خودم حقى قايل نخواهم شد ، زيرا كه انسان كار نمىكند و زحمت نمىكشد ، بلكه خداست كه انسان را به كار و زحمت و يا به عيش و عشرت وامىدارد و اين موضوع نه براى من تنها است ، بلكه براى شما هم در تمام كارها حتى وقتى كه در اطاق هستيد يا سوارى مىكنيد يا كتاب مطالعه مىنماييد يا در سايهء درختان مىلميد ارادهء خودتان را انجام نمىدهيد ، بلكه از ارادهء خدايى پيروى مىكنيد » ( 1 ) [ در هنگام صحبت خطاب به كلود مىگويد ] : « كلود مىدانم شما چه خيال مىكنيد ، شما خود را مقابل من مقصر مىدانيد و مىترسيد كه آمده باشم تا شما را مذمت كنم كه چرا كار مرا لنگ گذاشته‌ايد . نه اين طور نيست مطمئن باشيد و در ميان اجتماع كه مركب از بزها و سوسمارها

هامش
( 1 ) سنگتراش سن پوان ، ص 29 - 28 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 59 | محمد تقي جعفري