چه بسا كارهايى كه در صورت شبيه به يكديگرند ، ولى با اختلاف انگيزه ها و نتايج كاملًا متضاد مىباشند .
همچنين وضع ظاهرى انسانها در مقابل همان پديده بسيار گوناگون و متضاد مىباشد ، به همين جهت است كه در آيين مقدس اسلام اصل صحت مىگويد :
به گمانها و توهمات خود بدون تحقيق ترتيب اثر ندهيد ، در حالت ترديد و شك توقف نموده فوراً حكم صادر نكنيد .
تفسير ابيات
آن شخص پليد كه طعنه بر شيخ مىزد ، مشغول ژاژ خاييدن [ ( بد گويى ) ] بود ، كسى كه به حوادث با ديد كج مىنگرد همواره عقل او منحرف خواهد بود . او مىگفت : من خودم شهادت مىدهم كه شيخ داراى حالات زشت و مىگسار و بد و تبه كار است و من خودم شيخ را در ميان مجلسى ديدم از تقوا عارى بود و از ايمان مفلس .
اگر باور نمىكنى برخيز همين امشب برويم و فسق شيخت را به تو نشان بدهم . شبانه آن مرد را برد و نزد روزنهاى رسانيد و گفت :
حالا نگاه كن ، فسق و عيش و عشرتى كه شيخ در آن غوطه ور است تماشا كن . ببين اين همان شيخ است كه روزها مشغول سالوس و حقه بازى با مردم مىشود و شب در فسق و معصيت فرو مىرود روزش مانند مصطفى صلى الله عليه و آله ، و شبش مانند ابو لهب تبه كار است ، مردم در روز روشن او را عبد اللَّه ( بنده خدا ) مىنامند ، اما شب چه وضعى دارد ؟ پناه بر خدا ، او شبانه ساغر در دست مىگيرد و مىگسارى مىكند . آن مرد وقتى كه از روزنه خوب نگاه كرد ، ديد او راست مىگويد ، شيشهاى پر در دست شيخ است ، [ تعجب كرد و گفت : ] اى شيخ تو هم موافق گفته ها و ظاهرى كه نشان مىدهى نيستى ، مگر تو نمىگفتى كه شيطان به جام مىدر موقع صبحگاه بول مىكند ؟ پس اين پيالهء مىچيست كه به دست گرفتهاى ؟