به جاى مىآورد ، اما يك ذره چاشنى در آنها وجود ندارد ، اطاعتى زيبا و به ظاهر خوب ولى از معنا و حقيقت خالى . پوست زياد ولى از مغز خبرى نيست .
براى آن كه طاعات انسانى مورد قبول واقع شده و ثمرى براى او داشته باشد بايد انسان هنگام عبادت ذوق داشته باشد و با علاقه به طاعات بپردازد چنان كه براى به وجود آمدن درخت دانهاى بايد زير خاك كاشته شود كه مغز دارد ، از دانهء بىمغز نهال نرويد ، همچنين از صورت بىجان و بىمغز جز خيال نزايد . اين گفتارهاى شعيب آن گنهكار را مانند خر در گل نشانيد و در تفكر فرو برد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 517
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥١٧