( ( 3392 ) ) يك نشانى آن كه مىگيرم و را
آن چه طاعت دارد از صوم و دعا
( ( 3393 ) ) از نماز و از زكات و غير آن
ليك يك ذره ندارد ذوق جان
چه نشانى براى سياهى و تاريكى دل آشكارتر از آن كه اطاعت و عبادت انسان كوچكترين لذت روحانى و تأثير معنوى نداشته باشد
اگر ما راست مىگوييم كه دل ما روشن است ، پس كجا است آثار الهى اعمالى كه به عنوان عبادت انجام مىدهيم ؟ مگر نه اين است كه :
« إِنَّ اَلصَّلاةَ تَنْهى عَنِ اَلْفَحْشاءِ وَاَلْمُنْكَرِ . » 29 : 45 ( نماز انسان را از فحشاء و منكرات جلوگيرى مىكند ) .
آيا اين ربا خواران نماز مىگزارند ؟ آيا اين شهوترانان بىبند و بار كه خود را در كوچه ها و خيابانها در ميان اقيانوس اشكهاى بىنوايان و ستمديده گان جامعه به معرض فروش گذاشتهاند ، نماز مىگزارند ؟ بفرماييد ببينيم : نماز آن رشوت خواران از چه مقوله است ؟ آنان كه يك عمر در تملق و چاپلوسى و مداحى به نيرومندان سپرى مىكنند چگونه الله اكبر مىگويند ؟ با اين حال مىگويند : ما در عين سعادت به سر مىبريم ، خدا ما را گرفتار نكرده است چه گرفتارى خانمان سوزتر از اين كه در عين كامورى ( كه نام آن را بد بختانه سعادت گذاشتهاند ) فلسفه و هدف زندگانى را از دست داده ، وقتى كه از مستى پول و شهوت بيدار مىشوند و لحظهاى به خود مىآيند ، از خود و ديگران مىپرسند : راستى هدف زندگى چيست ؟ آيا بلا و عذابى بالاتر از اين كه انسان در عين غوطه خوردن در لذايذ از