تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 497

مساهمون:

ص٤٩٧
از شمارش معمولى بالنسبه به آن موضوع ، به معناى نامحدود است و اما در قلمروهاى علمى و فلسفى ، به طور كلى مىتوان گفت : بىنهايت سازى يكى از خاصيتهاى شگفت انگيز مغز ما است كه به كمك عينك رياضى بروز مىكند ، بعيد نيست كه وقتى ذهن انسانى بسبب افزايش كميت نمىتواند يا نمىخواهد به افزودن بيشتر در بارهء يك كميت بپردازد ، يك حالت كيفى در ذهن او نمودار مىشود كه مفهومى جز منفى شدن حدود مثبت كميت ندارد . اين يكى از مواردى است كه كميت به كيفيت تبديل مىگردد ، يا دنبال كميت كيفيت بروز مىكند ، مانند تمايل و اراده كه پس از آن كه شدت يافت مبدل به تصميم يا در دنبالش تصميم را مىآورد . اگر چيزى بخواهد وجود پيدا كند مشخص و داراى تعين است و تشخص و تعين با بىنهايت به تناقض مىانجامد ، به همين جهت است كه مىگوييم : موضوع بىنهايت يكى از موارد اشتباه برون ذات و درون ذات ( ذهن و خارج ) ، ( اوبژگتيو و سوبژگتيو ) مىباشد . اگر بخواهيد بىنهايت را فرض كنيد بايستى آن بىنهايت يك واحد حقيقى بوده باشد و الا اگر بخواهيد حقايق متكثرى را بىنهايت فرض كنيد با تناقض روبرو خواهيد گشت ، زيرا هى كى از حقايق متكثر حقيقت ديگر را محدود مىسازد و لذا اگر فراموش نكرده باشيد ، اين اصلها را بارها ديده‌ايد كه براى اين كه دو حقيقت داشته باشيد ، بايستى به طور جبر ذهنى و طبيعى دو محدود فرض كنيد . باز اگر بگوييد : چه مانعى دارد كه بىنهايت از حقايق محدود متشكل شود ، بايستى در نظر داشته باشيد كه حقايق خارج از شمارش معمولى را با كشيدن يك امتداد موهومى ( كه ساخت مغز است ) بدنبال آخرين حقيقتى كه در ذهن مجسم ساخته‌ايد ، بىنهايت ناميده‌ايد . بىنهايت خدا است و جز او بىنهايت وجود ندارد . اما اين كه جلال الدين مىگويد : محدود در مقابل نامحدود چيزى نيست ، اگر مقصودش همين ظاهر عبارتش باشد ، مطلب شعرى است و اما اگر منظورش متناهى واقعى در مقابل بىنهايت واقعى كه خدا است ، بوده باشد كاملًا صحيح است ، ولى مربوط به موضوع شيخ و كفر او نمىباشد .