با اين وصف چگونه مىتواند پناه دهندهء ارادتمندان و پيروانش باشد ؟ يكى از مريدان شيخ در پاسخ او مىگويد : قانون ادب را مراعات كن ، بد گمانى در حق بزرگان چيز كوچكى نيست . اين تهمتهاى نارواى تو از شيخ و اوصاف او بسيار به دور است ، مگر آب زلال روح شيخ چيزى است كه با اين گرد پاشىهاى تو تيره گردد ؟ چنين بهتانها را بر اهل حق و حقيقت روا مدار ، خيالاتى است كه مغز ترا به خود مشغول ساخته است ، ورق مشاهدات سطحى خويش را بر گردان چنين نيست كه تو مىگويى ، [ او اهل مىگسارى و حقه بازى نيست ] اگر همچنين چيزى از او ديدهاى ، اى مرغ ناچيز خاكى دست و پاچه مشو ، شيخ درياى بىكرانى است كه يك مردار ناچيز نمىتواند تأثيرى در او داشته باشد . روح شيخ درياى بىكران لست نه كمتر از دو كوزه و به مقدار يك حوض كوچك ، تا سبب در آميختن با يك قطره ناپاك آلوده شود .
آتش به هر جا كه بفتد زبانه مىكشد و هر چه كه در آن جا است تباه مىكند ، اما به ابراهيم خليل اثرى نمىكند . برو به نمرود و نمروديان بگو كه از آتش و شعله هاى ان بر حذر باشند نه به ابراهيم . نفس امارهء آدمى همان نمرود كافر است و عقل و جانش ابراهيم خليل عليه السلام . نفس همواره پاى بند دليل است . روح در عين مقصد غوطه ور مىباشد . اين را هم بدان كه راهرو است كه مادامى كه در راه گام بر مىدارد به دليل نيازمند است ، زيرا مادامى كه در راه است هر لحظه با بيابان ديگرى روبه رو مىشود . آنان كه به مقصد رسيدهاند بينايى به دست آورده و چراغى از حق و حقيقت فرا راهشان گرفته شده است ، آنان نيازى به دليل ندارند ، زيرا ديگر راه براى آنها مطرح نيست . اگر هم ديدى كه مرد نائل به حق و حقيقت دم از دليل و راه مىزند ، بدان كه براى فهمانيدن مردمى كه عادت به بحث و جدل و مناقشه دارند مىگويد : پدر بزرگ سال هم به طفل نورس خويش تىتى مىگويد . آيا پدر بزرگ سال آن تىتى گفتن را با تمام موجوديتش مىگويد ؟ آيا تمام موجوديت را آن تىتى گفتن مىتواند تفسير نمايد ؟
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 499
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩٩