تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
قرار بگيرد ، ولى غالباً اين ارقام طولانى را غير قابل شمارش مىدانند . مانند قطرات يك دريا ، ريگهاى يك بيابان و . . . نامحدود در مقابل محدود يك امر نسبى است : مثلًا يك خط مستقيم كه ابتدا و انتهاى آن مشخص است در مقابل يك دايره محدود است و دايره در مقابل آن خط مستقيم نامحدود مىباشد ، زيرا از نظر ابتدا و انتها كه در دو نقطه مشخص دايره تعيين گردد ، وجود حقيقى ندارد . همچنين است كميتهاى فوق العاده زياد و كيفيتها در مقابل كميتهاى معمولى . مثلًا يك قطعه از زمان در مقابل ميلياردها قرون و اعصار ، غالباً محدود تلقى مىشود . كيفيتها چون به كلى يا از بعضى از جهات از مقوله كميت خارجاند ، لذا مىتوان آنها را نامحدود معرفى كرد ، به اين معنى كه از جريان واحدهاى كمى و حقيقى بدور مىباشند . به طور كلى ملاك محدوديت و نامحدوديت در تشخص و عدم تشخص است و اين يك امر كاملًا نسبى است . اما متناهى و بىنهايت ، اين دو مفهوم در مسائل رياضى و فيزيك نظرى و فلسفه به طور فراوان مورد بحث و تفسير قرار مىگيرد . متناهى كميتى را گويند كه : فى نفسه داراى حد و مرزى بوده باشد ، اگر چه از نظر زيادى نامحدود بوده باشد . اين مطلبى است كه آلبرت اينشتين در بارهء جهان مىگويد . نظريهء او چنين است كه جهان بىنهايت نيست و متناهى است و در عين حال نامحدود ، يعنى نمىتوان براى اين جهان حدود معينى از نظر كميت مشخص نمود ، ولى بنا به اصول فيزيك كيهانى جهان نمىتواند بىنهايت بوده باشد . بىنهايت از حيث انعكاسات معمولى در اذهان ، يك مفهوم متداول و مورد استعمال همگان قرار مىگيرد . در قلمروهاى غير علمى و فلسفى غالباً بىنهايت با نامحدود مشتبه مىشود . گفته مىشود : بىنهايت متشكرم ، در آن كتابخانه بىنهايت كتاب وجود دارد ، آن شخص را كه من ديدم ثروت بىنهايت دارد . ديروز آن مرد را ديدى ؟ آن مردى است كه از حماقت بىنهايت برخوردار است و . . . اين بىنهايتها به معناى خارج