تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
( ( 3323 ) ) اين فناها پردهء آن وجه گشت چون چراغى خفيه اندر زير طشت

پديده هاى فانى حجاب وجه الله است

ممكن است منظور جلال الدين از « فناها » كه پرده و حجاب وجه الله است ، پديده هاى كفر و ايمان بوده باشد ، در اين صورت بايد گفت : پديدهء ايمان حقيقى كه جز طريق سلوك الى الله و تقرب به وجه الله چيزى نيست ، چگونه مىتواند حجاب وجه الهى بوده باشد ، به ضافهء اين كه اين مطلب با آن چه كه جلال الدين ده ها بار در مثنوى متذكر شده است ( ايمان و دين حقيقى است كه انسان را تا بارگاه قرب ربوبى رهنمون مىشود ) تناقض پيدا مىكند و ممكن است جلال الدين يك اصل كلى را بگويد و آن اين است كه اشياء فانى و دل بستن به آنها سد راه به سوى وجه الله است و اين مطلب كاملًا صحيح و مورد تذكر تمام پيامبران عظام و مصلحين دل سوز عالم بشر است .
( ( 3324 ) ) پس سراى تن حجاب آن سراست پيش آن سر اين سر تن كافر است

سر بدن مادى شما حجاب سر روحانى شما است

اين تفكيك ميان دو جنبهء مادى و روحانى انسان مطلب صحيح است و حقيقتا مقتضيات مادى انسان همواره در سقوط به عالم خاك است ، زيرا آن مقتضيات جلوه ها و موجهاى خاك است ، در صورتى كه مقتضاى نيروى روحانى ما اعتلا و تكامل به مقامات عالى انسانيت است و آن جنبهء روحانى است . اين حقيقتى است كه همهء انسان شناسان و انسان دوستان ابراز داشته‌اند .

تفسير ابيات

يك شخص بيگانه از مراتب معرفت ، يك مرد الهى را متهم ساخته مىگويد : او بد است و در راه رستگارى گام بر نمىدارد ، او مىگسار و حقه باز و خبيث است ،