( ( 3262 ) ) چون مناسبهاى افعال خضر
عقل موسى بود در ديدش كدر
( ( 3263 ) ) تا مناسب مىنمود افعال او
پيش موسى چون نبودش حال او
( ( 3264 ) ) عقل موسى چون شود در غيب بند
عقل موسى چون بود اى ارجمند
( ( 3265 ) ) علم تقليدى بود بهر فروخت
چون بيايد مشترى خوش بر فروخت
( ( 3266 ) ) مشترىّ علم تحقيقى حق است
دائماً بازار او در رونق است
( ( 3267 ) ) لب ببسته مست در بيع و شرى
مشترى بىحد كه الله اشترى
( ( 3268 ) ) درس آدم را فرشته مشترى
محرم درسش نه ديو است و پرى
( ( 3269 ) ) آدم أنبئهم باسما درس گو
شرح كن اسرار حق را مو به مو
( ( 3270 ) ) آن چنان كس را كه كوته بين بود
در تلوّن غرق و بىتمكين بود
( ( 3271 ) ) موش گفتم ز انكه در خاك است جاش
خاك باشد موش را جاى معاش
( ( 3272 ) ) راه ها داند ولى در زير خاك
هر طرف او خاك را كردست چاك
( ( 3273 ) ) نفس موشى نيست الا لقمه رند
قدر حاجت موش را حسّى دهند
( ( 3274 ) ) ز انكه بىحاجت خداوند عزيز
مىنبخشد هيچ كس را هيچ چيز
( ( 3275 ) ) گر نبودى حاجت عالم زمين
نافريدى هيچ ربّ العالمين
( ( 3276 ) ) وين زمين مضطرب محتاج كوه
گر نبودى نافريدى با شكوه
( ( 3277 ) ) ور نبودى حاجت افلاك هم
هفت گردون ناوريدى از عدم
( ( 3278 ) ) آفتاب و ماه و اين استارگان
جز به حاجت كى پديد آمد عيان
( ( 3279 ) ) پس كمند هستها حاجت بود
قدر حاجت مرد را آلت بود
پس چو حاجت شد كمند هستها
قدر حاجت مىرسد از حق عطا
( ( 3280 ) ) پس بيفزا حاجت اى محتاج زود
تا بجوشد از كرم درياى جود
( ( 3281 ) ) اين گدايان هر ره و هر مبتلا
حاجت خود مىنمايد خلق را
( ( 3282 ) ) كورى و شلَّى و بيمارى و درد
تا از اين حاجت بجنبد رحم مرد
( ( 3283 ) ) هيچ گويد نان دهيد اى مردمان
كه مرا مال است و انبار است و خوان ؟
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 465
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٦٥