همچو قنديلى معلق در هوا
نى به اسفل مىرود نى بر علا
بنا بر اين مقصود از « وتد » ( ميخ ) كه در آيهء فوق آمده است ، وسيلهء تنظيم مقدار مخصوص كرهء زمين است كه به جهت جاذبه و ساير عوامل جوى در نقطه هاى معينى بدون اضطراب حركت نمايد ، لذا ملاحظه مىشود كه در جملهء امير المؤمنين عليه السلام چنين آمده است كه :
« ووتد بالصخور ميدان ارضه » ( با صخره هاى بزرگ از اضطراب زمين جلوگيرى كرده است ) .
و جلال الدين هم نكتهء فوق را متوجه و متذكر شده است :
( ( 3276 ) ) وين زمين مضطرب محتاج كوه
گر نبودى نافريدى با شكوه
چون كه يك حس در روش بگشاد بند
ما بقى حسها همه مبدل شوند
چنان كه اشاره كرديم : بدان جهت كه جلال الدين در بارهء حس و محسوس مطالب فوق العاده جالبى در سراسر مثنوى وارد كرده است ، لذا بررسى مشروح در بارهء حس و محسوس را از نظر جلال الدين به تفسير دفتر سوم موكول مىكنيم .