تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥

در سال 1812 شعلهء عشق در درون او فروزان گشت كه نورانيتش چراغى را فرا راه لامارتين گرفت كه آثار فوق العادهء انسانى و الهى را از خود به يادگار گذاشت . اين حالت شگفت انگيز دوباره سراغ او آمد . بار دوم با عدم موفقيتى كه روبرو شد اثر ضربت بسيار سختى كه به او وارد شد ، او را تا دم مرگ بدرقه مىكرد . به جز اين ضربت شديد ناراحتىهاى ديگرى براى او مانند مرگ فرزندش كه در دسامبر سال 1822 وارد شد او را فوق العاده حساس و صيقلى نمود . ما در اين مقدمه عباراتى چند در بارهء لامارتين به قلم آقاى شجاع الدين شفا كه نشان دهندهء شخصيت فكرى و روانى او است متذكر مىشويم : « لامارتين شاعرى است كه ديوانه وار سراغ درك رموز طبيعت و فهم اسرار خلقت را مىگيرد ، در درون بيابانها و كنار جويبارها ، در ظلمت شب و روشنى روز در صحنهء آسمان و پهناى زمين ، در كنار آبشارها و زير درختها ، در زواياى روح بشرى و در خلال عقايد پيشينيان ، همه جا در پى اين حقيقت مرموز مىگردد . حجاب مجهولات را پاره مىكند و با مجهولى تازه مواجه مىشود ، همه جا مىگردد و هيچ چيز جديد نمىيابد : نه در زمين و نه در آسمان ، نه در عقايد متقدمين و نه در افكار معاصرين . آن گاه صدا به ناله بلند مىكند و ارتعاشات قلب حساس و زود رنج خود را به صورت اشعارى جان سوز بر صفحهء كاغذ نقش مىزند ، همه را مايه درد و غم مىشمارد و همه جا را غمكدهء عظيم و تاريك مىبيند و شبها و روزهاى دراز را به تفكر مىگذراند و عاقبت به جز افزايش حزن و غم نتيجه‌اى نمىبرد . اين است آن چه زندگانى حساسترين شعراى فرانسه را تشكيل داده است . » ( 1 ) كمتر ممكن است كسى يك مرتبه قطعه‌اى از او را خوانده و تكرارش نكرده باشد . سالها است در ادبيات فرانسه طريقه‌اى به اسم لامارتينى كه تنها سر مشق نويسندگى پيروان آن نوشته ها و آثار جاودانى بزرگ اين شاعر بزرگ است . » ( 2 )

هامش
( 1 ) اقتباس از مقدمهء نغمه هاى شاعرانه به قلم آقاى شجاع الدين شفا . .
( 2 ) نغمه هاى شاعرانه ، ص 49 و 50 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 35 | محمد تقي جعفري