تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 374

مساهمون:

ص٣٧٤

اكنون جان من گمشدهء واقعى خود را پيدا كرده است . مادامى كه گمشدهء خود را نيافته بودم در جستجويش نبودم ، اكنون كه پيدايش كرده‌ام ، طلاى جويندگى حقيقى بر مس جستجوى دروغين پيروز شده است . سپاس مر خداى را ، كه خطاهاى گذشته‌ام به نيكىها مبدل شده ، شوخى و حركات بىاساسم به واقع بينى و جد و جهد حقيقى جاى خالى كرده است . آن گناه و خطايى كه وسيلهء راهيابى به حق باشد جاى مذمت و توبيخ نيست . ( 1 ) [ تفاوت من و تو در اين است كه : ] صدق و واقع جويى تو ، تو را به جستجو وادار كرده بود ، در حالى كه انقلاب روحى من و به دست آوردن جد و طلب ، واقعيت را براى من پيش آورد ، آرى صدق تو بود كه تو را به تكاپو واداشت و تكاپوى من صدق را نصيبم ساخت . من در مراحل اوليه با حالت سخره و عبث و بيگارى دنبال تو مىدويدم ، غافل از آن كه اين دويدن من به طور ناخود آگاه ، دانه هاى دولت و بخت و اقبال را در زمين روحم مىكاشت . آن دويدنها و بلى و نه گفتنها در پشت پردهء حواس من كسبى سود آور بود ، به طورى كه هر دانه‌اى كه كاشته‌ام صد دانه رويانيده است . مثل من مثل همان دزد است كه به طمع دزدى به خانه‌اى رفت ، وقتى كه وارد خانه گشت و درست بنگريست ، ديد : خانهء خود او است اى بىنوايان تهى دست اى انسانهايى كه وضع روانى شما در واقع بينى و واقع جويى سرد و بىحركت است ، دست پاچه نشويد ، خود را در اضطرابات غوطه ور نسازيد ، صبر كنيد ، تا نوبت گرمى شما هم فرا رسد [ اما به اين شرط

هامش
( 1 ) اين مسئله را در مباحث پيشين مطرح كرده‌ايم كه مطابق حديث معروف : « لا يطاع الله من حيث يعصى » ( خداوند از آن حيث كه معصيت شود ، اطاعت نمىشود ) و گفتيم كه به سبب شرايط گوناگون و نتايج و هدف گيرىها ، عنوان گناه عوض مىشود ، چنان كه بالعكس به سبب شرايط و هدف گيرىهاى پليد مانند مسجد ضرار عنوان اطاعت به معصيت تبديل مىيابد نه اين كه گناه با آن كه گناه است ، شايسته مىگردد . .