تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
بالاخره يك فرد پنجم هم پيدا مىشود و كتابى به اين نام مىنويسد : « تمدن و دواى آن » براى اين شخص مسلم شده است كه تمدن جز يك درد خانمان سوز چيز ديگرى نيست ، وظيفه‌اى كه راد مردان جوامع به عهده دارند ، فقط پيدا كردن دواى آن است اگر اين مقدمه را دقت فرموديد ، حالا برويم سر مطلب ، چنان كه ملاحظه شد ، نه ماهيت اديان الهى با يكديگر اختلاف دارند و نه ماهيت حقايق عاليهء بشرى كه عقول سليمه انسانها آنها را در همهء دورانها پذيرفته است . پس اختلاف ميان ارباب اديان و كسانى است كه حقايق مزبوره را براى تثبيت ( خود طبيعى ) شان به عنوان وسيله اتخاذ كرده‌اند . ما نمىگوييم هيچ دو نفر يا هيچ دو گروه در مسئلهء اديان و حقايق نمىتوانند با يكديگر اختلاف داشته باشند ، اين مطلب كاملًا غلط است ، بلكه مىگوييم : اختلافات ناشى از تطبيق اصول و فروع اديان و حقايق مزبوره اگر همراه با هوى و هوس نباشد ، به هيچ وجه اختلاف مضر نخواهد بود ، بلكه اين اختلاف مانند تضاد اجزاى طبيعت ، اگر با نيتهاى پاك هماهنگ و رهبرى شود مفيد و موجب پيش رفت خواهد بود .

موضوع دوم - اتحاد و اختلاف اديان از ديدگاه قرآن

از مجموع آيات قرآنى اين حقيقت روشن به دست مىآيد كه همهء اديان الهى يك منشا و يك هدف كاملًا مشخص دارد و آن عبارت است از : « انا للَّه و انا إليه راجعون » ( ما همه از آن خداييم و برگشت همهء ما به سوى اوست ) . ما از مبدئى حركت كرده و رهسپار مقصدى هستيم . اين مبدأ چيست و اين مقصد كدامست و راهى را كه ميان مبدأ و مقصد خواهيم پيمود چه راهى است و نيروى حركت در اين مسير چگونه است ؟ پاسخ اين مطالب در اديان الهى باز گو شده است .