توضيح دهنده اش پيامبران و عقل و وجدان انسانها مىباشد . اين عقايد كلى و فطرى هيچ يك از افراد و گروه هاى انسانى را به صف آرايى در مقابل يكديگر وادار نمىكند زيرا در شايستگى و لزوم آن مسائل هيچ عاقلى نمىتواند ترديد كند ، نهايت امر اين است كه گروهى توانستهاند و مىتوانند به عللى در تطبيق آن مسائل به موارد خارجى ترديد كنند . شما مىتوانيد مضمون جملهاى را كه از ژان ژاك روسو در ذيل نقل مىكنيم با اشكال مختلف از فلاسفه و صاحب نظران حقوق و قوانين بشرى صريحاً يا با استنباط از مجموع نظرياتشان به دست بياوريد . ژان ژاك روسو مىگويد : « براى كشف بهترين قوانينى كه به درد ملل بخورد ، يك عقل كل لازم است كه تمام شهوات انسانى را ببيند ، ولى خود هيچ حس نكند . با طبيعت هيچ رابطهاى نداشته باشد ، ولى آن را كاملًا بشناسد ، سعادت او مربوط بما نباشد ، ولى حاضر بشود به سعادت ما كمك كند و به افتخاراتى اكتفا نمايد كه به مرور زمان علنى گردد ، يعنى در يك قرن خدمت كند و در قرن ديگر نتيجه بگيرد . بنا بر آن چه گفته شد فقط خدايان مىتوانند چنان كه شايد و بايد براى مردم قانون بياورند . » ( 1 ) اوصافى كه در اين جملات در بارهء قانون گذارى گفته شده است ، مخصوصاً در جملهء اخير كه مىگويد : « فقط خدايان . . . ( نمايندگان الهى ) به وضوح كامل مىرساند كه هنگامى كه قانون جنبهء الهى پيدا كند ، واقعيت و تحريكش قابل مقايسه با ساير قوانين موضوعهء بشرى نمىباشد . از طرف ديگر هيچ دين حق و منطقى الهى در كرهء خاكى پيدا نمىشود كه فعاليتهاى عقلى و علمى انسانها را در امور مادى و معنوى تأييد و تقويت نكند . هيچ دين حق و منطقى الهى سراغ نداريم كه عدالت فردى و اجتماعى را اساس
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 328
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٨
هامش
( 1 ) قرار داد اجتماعى ، ژان ژاك روسو ، ترجمه زيرك زاده ، ص 81 . .