به ديده گان خود بزند - اگر چه چند ساعتى بيش نتوانسته باشد از آن عينك استفاده كند ، اگر مىخواست گامى چند در جهان بينى بر دارد ، براى خود مسير معينى داشت ، اگر چه اين مسير معين از يك عده مسائل جزئى شروع مىشود ، ولى اگر ادامه پيدا كند اختلاف و تمايز انديشهء او به مبادى و اصول كلى سرايت مىكند .
اين مطلب كه گفته مىشود : « حتى نمىتوان دو فيلسوف پيدا كرد كه براى فلسفه يك تعريف بگويند » ، مطلب صحيح است .
از اين مطلب بگذريم ، مىرسيم به مسائل علوم نظرى مانند حقوق نظرى ، فيزيك نظرى ، كيهان شناسى نظرى ، روان شناسى نظرى و . . . با عين همان اختلاف كه در بالا متذكر شديم روبه رو مىگرديم ، اما در علوم انسانى مربوط به مسائل ايده ئولوژى و سياست و اجتماع . . . طوفان اختلاف آن چنان شديد است كه براى يك متفكر سطحى خفقانآور و براى انديشمند هشيار محرك و مشوق مىباشد .
آيا مىتوان براى اين اختلافات ريشهء اساسى پيدا كرد ؟ آرى ، ممكن است اين اختلافات ريشه هايى داشته باشد ، ما بيكى از آنها كه در اساسى بودنش هيچ جاى ترديد نيست اشاره مىكنيم :
اين اصل را با دقت نظر لازم و كافى در نظر بگيريم كه زمينهء اصلى معارف در بارهء جهان برونى و درونى همان تماشاگرى امين مىباشد ، يعنى مىخواهيم هنگامى كه در مقابل جهان بايستيم و اجزاء يا كل مجموعى آن را درك كنيم ، خواه به وسيله حواس طبيعى و خواه به وسيله آلات دقيقتر و آزمايشگاه ها ، زمينهء اصلى كار خود را تماشاگرى مىدانيم و مىخواهيم كه جهان را بشناسيم ، يعنى ( من ) شناسنده مىخواهد غير ( من ) را بشناسد ، حتى در آن موقع كه موضوع شناسايى ما خود ( من ) شناسنده است ، باز ( من ) ديگرى قدم به پلهء بالاتر مىگذارد ، يا گامى از من شناسنده فاصله مىگيرد و آن را براى خود بر مىنهد ، تا آن را تماشا كند و بشناسد ، پس هر موضوعى را كه براى شناسايى بر مىنهيم ، مىخواهيم در بارهء آن تماشاگرى داشته باشيم ، اما به
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 325
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٥