( ( 2814 ) ) چون كه اندر قعر جو باشد سرت
كى به رنگ آب افتد منظرت ؟
( ( 2815 ) ) ور به رنگ آب باز آيى ز قعر
پس پلاسى بستدى دادى تو شعر
( ( 2816 ) ) طاقت عامه گناه خاصگان
وصلت عامه حجاب خاص دان
( ( 2817 ) ) گر وزيرى را كند شه محتسب
شه عدوى او بود نبود محب
( ( 2818 ) ) هم گناهى كرده باشد آن وزير
بىسبب نبود تغير ناگزير
( ( 2819 ) ) آن كه ز اول محتسب بد خود و را
بخت و روزى آن بُدست از ابتدا
( ( 2820 ) ) ليك آن كاول وزير شه بُدست
محتسب كردن سبب فعل بدست
( ( 2821 ) ) چون تو را شه ز آستانه پيش خواند
باز سوى آستانه باز راند
( ( 2822 ) ) تو يقين مىدان كه جرمى كرده اى
جبر را از جهل پيش آورده اى
( ( 2823 ) ) كه مرا روزى و قسمت اين بُدست
پس چرا دى بود آن دولت بدست
( ( 2824 ) ) قسمت خود ، خود بريدى تو ز جهل
قسمت خود را فزايد مرد اهل
آيه
« إِنَّ الله لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ 13 : 11 . . . » ( 1 ) خداوند وضع قومى را تغيير نمىدهد مگر اين كه آنها وضع خودشان را تغيير بدهند . )
روايت
« حسنات الابرار سيئات المقربين . » ( 2 ) ( نيكويىهاى نيكو كاران مانند گناهانى است كه از مقربين درگاه الهى صادر شود . )
هامش
( 1 ) سوره رعد ، آيهء 11 . .
( 2 ) بعضى از محدثين عقيده مندند كه اين حديث صحت ندارد ، ولى مىتوان احاديثى را به اين مضمون مشاهده كرد كه : به جهت اختلاف موقعيت اشخاص از نظر رشد شخصيت ، ارزش اعمال آنها كاملًا متفاوت است ، چنان كه در داستان موسى و شبان مشروحاً متذكر شديم . .