تصديق كردن معاويه ابليس را در آن قول
( ( 2786 ) ) گفت اكنون راست گفتى صادقى
از تو اين آيد تو اين را لايقى
( ( 2787 ) ) عنكبوتى تو مگس دارى شكار
من نِيَم اى سگ مگس زحمت ميار
( ( 2788 ) ) باز اسپيدم شكارم شه كند
عنكبوتى كى بگرد من تند ؟
كار تو اين است اى دزد لعين
سوى دوغ آرى مگس را ز انگبين
( ( 2790 ) ) ور بخوانى تو به سوى انگبين
هم دروغ و دوغ باشد آن يقين
( ( 2791 ) ) تو مرا بيدار كردى خواب بود
تو نمودى كشتى آن گرداب بود
2792 تو در اين خيرم از آن مىخواندى
تا مرا از خير بهتر راندى
تفسير ابيات
معاويه در مقام تصديق شيطان مىگويد : راست گفتى ، تو شايستهء همان مكرى و فريب دادن هستى كه گفتى . اما مثل تو همان مثل عنكبوت است كه مگسها را مىتواند شكار كند ، اى سگ پليد من مگس ناتوان نيستم ، خود را به زحمت مينداز من آن بازم كه فقط شاه مرا شكار مىكند . كى مىتواند عنكبوتى مانند تو ، به دور وجودم تار حيله بتند ؟ [ البته چنان كه در اوايل مبحث معاويه و شيطان گفتيم اين همه مطالب و معرفى شخصيتها در ابيات جلال الدين ، جنبهء صحنه سازى دارد و يا كلياتى است كه ممكن است به اشخاص داستان منطبق نشود . ما مىدانيم كه نه شيطان صلاحيت بعضى از آن مطالب را داشت كه در ابيات جلال الدين ديده مىشود و نه معاويه آن باز بلند پرواز است كه شكار عالم ربوبى شود . معاويه همان بود كه خلافت الهى را به سلطنت كسرى و قيصر تبديل كرد . نژاد پرستى را بر ايده ئولوژى اسلام ترجيح داد . يزيد فرزند پليدش را به جوامع اسلامى مسلط ساخت و معاهده ها با حسن بن على عليه السلام بست و پاى مالش كرد و . . . ] اى دزد ملعون كار تو اين است كه