تتمهء اقرار ابليس با معاويه مكر و فريب خود را
( ( 2780 ) ) پس عزازيلش بگفت اى مير راد
مكر خود اندر ميان بايد نهاد
( ( 2781 ) ) گر نمازت فوت مىشد آن زمان
مىزدى از درد دل آه و فغان
( ( 2782 ) ) آن تأسف و آن فغان و آن نياز
در گذشتى از دو صد ذكر و نماز
( ( 2783 ) ) من تو را بيدار كردم از نهيب
تا نسوزاند چنين آهى حجيب
( ( 2784 ) ) تا چنان آهى نباشد مر ترا
تا بدان راهى نباشد مر ترا
( ( 2785 ) ) من حسودم از حسد كردم چنين
من عدوم كار من مكرست و كين
تفسير ابيات
بار ديگر شيطان به معاويه مىگويد : مجبورم مكر و حيلهاى را كه با تو به راه انداختهام باز گو كنم . اگر من تو را براى نماز بيدار نمىكردم ، نماز تو فوت مىشد و از درد دل آه و افغانها سر مىدادى ، تأسف و افغان و نيازى كه از تو به جهت فوت شدن نماز صورت مىگرفت ، از صد ذكر و نماز بالاتر بود ، من تو را با نهيب خود بيدار كردم تا آه سوزانت حجابها را نسوزاند و به وسيله آن آه ، راهى به روحانيت باز نكنى ، اين است كار من ، من حسودم ، من دشمن فرزندان آدم هستم ، كار من كينه و مكر و حيله پردازى است .