تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
يك - روحى كه مقصد را تشخيص داده و موجوديت انسانى را تحريك مىكند . دوم - موجوديت انسانى در قلمرو زمان و مكان و ساير نمودها و قوانين طبيعى به حركت مىپردازد . تضاد مبدأ و سمت حركت و مقصد نهايى و اختلافات ميان آنها را در همين ركن دوم حركت در مىيابد ، يعنى اين موجوديت انسانى است كه از آغاز حركت تا نهايت آن كه وصول به مقصد است احتياج به گذشت زمان و مساعدت عوامل طبيعى و انسانى و هماهنگ ساختن صدها رابطه و پديده با موجوديت خويش كه در حال حركت است مىباشد . اما ركن اول كه « روح انسان رهسپار به سوى مقصد است » در يك زمينه قدم بر مىدارد و اگر بخواهيم با عبارت جامعتر بگوييم : روحى كه متوجه مقصد است در سير و حركت خويش جز مقصد چيز ديگرى را نمىبيند . بنا بر اين اگر مقصد انسانى صحيح و منطقى است ، روح انسانى در راه خود به سوى مقصد با پديده‌اى جز ارتفاعات تدريجى كه به قلهء مرتفع مقصد منتهى مىگردد و خود جزء مقصد است روبرو نخواهد گشت و با العكس ، اگر مقصد انسانى باطل و پستى و تبه كارى است ، هر چند كه مسير و مبدأ حركت وى آرمانىترين حقايق باشد در راه خود به سوى چنين مقصد جز با پستىها كه به درهء سقوط منتهى مىشود مواجه نخواهد گشت . اگر مقصد شما ورود به قلمرو لطف و عظمت بارگاه ربوبى است راه شما هم لطيف و با عظمت خواهد بود .
( ( 2575 ) ) عاشقانى كز درون خانه اند شمع روى يار را پروانه اند

گامى به درون خانه بگذاريد آن گاه پروانه وار دور شمع معشوق بگرديد

چه آسان است ادعاى علاقه ، چقدر كار معمولى است ادعاى محبت و چه اندازه كلمهء عشق فراوان به كار برده مىشود ؟ از بر خورد يك سنگ با سنگ ديگر مفهوم رابطه شروع مىگردد و در عشق به منتهاى خود مىرسد .