تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١

پير مرد با سرهاى طاس دور ميز لميده بودند رخسار گچىشان كه مانند چهرهء سياست مداران تأثير ناپذير بود ، روح سر خورده شان ظاهر مىساخت ، و نشان مىداد كه قلبشان از مدتها پيش به هيچ چيز حتى اگر دارايى زنشان را به قمار مىگذاشتند دچار هيجان و طپش نمىشد . » ( 1 ) « در اين تالار ( قمار خانه ) كه در آن درد و رنج بايد خاموشى گزيند و بىنوايى گشاده رو باشد و نوميدى پردهء حيا بر خود بكشد براى جلب ترحم بايد بسيار بد بخت بود . » ( 2 ) [ در موقع ورود جوان به قمار خانه ] : « همچنان كه محكومان هنگام ورود يك جانى مشهور به زندان به احترام از او پذيرايى مىكنند ، همانطور هم اهريمنان آدمى صورت كه با شكنجه و درد خوب آشنا بودند ، رنج ناشنيده و زخم عميقى را كه نگاهشان بكنه آن مىرسيد تجليل كردند . » ( 3 ) « نمىدانم در خودكشى چه چيز عظيم و هول انگيزى وجود دارد . براى بسيارى از مردم سقوط بدون خطر مىگذرد ، درست مانند كودكانى كه از ارتفاع بسيار كم مىافتند و مجروح نمىشوند ، ولى براى آن كه مرد بزرگى پاك درهم شكسته شود ، مىبايد از جاى بلندى بيافتد ، مىبايد تا آسمانها بالا رفته ، بهشت دور از دسترسى را يك نظر ديده باشد . راستى آن طوفانهايى كه انسان را بر آن مىدارد كه آرامش روح را در دهانهء طپانچه بجويد ، بايد تسكين ناپذير باشد . » ( 4 ) « كدام كتاب را در اقيانوس ادبيات شناور مىيابيد كه از حيث نبوغ بتواند با

هامش
( 1 ) چرم ساغرى ، ص 16 . .
( 2 ) چرم ساغرى ، ص 17 . .
( 3 ) چرم ساغرى ، ص 18 . .
( 4 ) چرم ساغرى ، ص 22 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 121 | محمد تقي جعفري