تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

[ كشيش ] : « - خانم ، شما هنگامى به خدا متوسل خواهيد شد كه سنگينى دست او را روى خود احساس كنيد و آرزومندم كه فرصتى داشته باشيد تا به خداوند بر گرديد . شما تسلى خود را در اين مىبينيد كه چشمانتان را به جاى آن كه به سوى آنها متوجه كنيد به سوى زمين فرود آوريد . افراط در حكمت و فلسفه و پيروى از نفع شخصى قلب شما را فرسوده است . مانند اطفال بىاعتماد اين زمانه ، گوش شما به نداى مذهب شنوا نيست لذته‌اى دنيوى جز رنج و الم چيزى در بر ندارند . هر كارى بكنيد فقط نوع رنجها را تغيير مىدهد و بس . ماركيز لبخند تلخى زد و گفت : - من بطلان پيش گويى شما را ثابت خواهم كرد . من نسبت به كسى كه به خاطر من مرده است وفادار خواهم ماند . كشيش چنين پاسخ داد : - رنج فقط در اشخاصى باقى خواهد ماند كه مذهب آنها را براى تحمل اين رنج آماده كرده باشد . » ( 1 ) » اندوه هم از يك سلسله ارتعاشات روحى پديد مىآيد كه حركت نخستين آن با يأس مواجه مىشود و حركت آخرين به لذت و خوشى مىانجامد . اندوه در جوانى همچون افق صبحگاهى است و در پيرى مانند افق شامگاهى . » ( 2 ) « زنان را از قيد آزاد ساختن به منزلهء فاسد كردن آنها است » وقتى كه به شخص بيگانه اجازه داده شد كه در حريم مقدس خانواده قدم بگذارد ، آيا معنايش اين نيست كه انسان همه چيز خود را در اختيارش مىگذارد ؟ اما اگر

هامش
( 1 ) زن سى ساله ، ص 152 . .
( 2 ) زن سى ساله ، ص 154 - 153 . .