تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 83

مساهمون:

ص٨٣

بالاتر نباشيم به هيچ وجه پائين نيستيم و به ما حكم مىكند كه به اين سؤال ، چنان كه در بالا اشاره شده جواب بدهيم . تمام تحقيقات تاريخى نيز دلايل بىشمارى را بر تأييد مدعاى ما نشان مىدهد . » ( 1 ) » در پيكار بارادينو ، ناپلئون به جانب هيچ كس تير اندازى نكرد و هيچ كس را نكشت . تمام اين كارها را سربازان انجام دادند . بنا بر اين ناپلئون نبوده كه قربانيان اين پيكار را مقتول ساخته است . سربازان ارتش فرانسه نه به دستور ناپلئون بلكه به ميل شخصى خود براى كشتن سربازان روس پيش مىرفتند ، تمام ارتش يعنى فرانسويان و آلمانىها و لهستانىها با شكم گرسنه و لباس مندرس و خسته و فرسوده از رنج راه پيمايى به محض مشاهدهء قشونى كه راه آنان را به سوى مسكو سد كرده بود ، احساس مىكردند كه : . . . ( چوب پنبهء شيشه شراب كشيده شده و بايد آن را نوشيد ) . و اگر ناپلئون در اين حال آنان را از نبرد با روسها باز مىداشت ، او را مىكشتند و به جنگ روسها مىشتافتند ، زيرا - اين عمل ضرورى بود . » ( 2 ) » اين قشون كه هنگام استماع فرمان ناپلئون كه ايشان را در ازاء جراحات سخت و مرگى كه در انتظارشان بود با اين عبارت كه : ( اخلاف شما به مناسبت شركت شما در پيكار حوالى مسكو سر بلند و مفتخر خواهند بود ) تسلى مىداد ، فرياد مىكشيدند : . . . زنده باد امپراطور و همچنين هنگام مشاهدهء تصوير كودكى كه كرهء زمين را با چوب دستى سوراخ مىكرد فرياد مىكشيدند : ( زنده باد امپراطور ) و اصولا به شنيدن هر سخن مهمل و بىمعنى ديگرى كه به ايشان گفته مىشد فرياد مىكشيدند : ( زنده باد امپراطور ) چاره اى ديگر نداشتند به جز آن كه فرياد بكشند ، زنده باد امپراطور و پيكار كنند و پيروز شوند تا بتوانند در

هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 277 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 235 - 234 . .