مىشد ، كارها را آشفته و در هم نمىساخت ، با نفس خود در تضاد و كشمكش نبود ، نمىترسيد و از صحنهء پيكار نمىگريخت ، بلكه با مهارت و تجارب عظيم جنگى خود آرام و شايسته نقش خود را به عنوان رهبر ظاهرى جنگ ايفا مىنمود . » ( 1 ) » انديشه و ذهن بشر قادر به فهم و تصور اتصال و پيوستگى مطلق حركت نيست قوانين هر حركت فقط آن گاه براى بشر قابل درك است كه بعضى از اجزاى آن حركت را كه بدان توجه دارد انتخاب مىكند و مورد آزمايش و مطالعه قرار مىدهد ، اما بايد متوجه بود كه قسمت اعظم اشتباهات بشرى از همين جا سرچشمه مىگيرد كه به ميل و ارادهء خود اجزاى حركتى كه مطلقاً با يكديگر متصل و پيوسته است به اجزاى غير متصل و ناپيوسته تقسيم و تجزيه مىكند . » ( 2 ) » اين مبحث جديد رياضى كه پيشنيان از آن آگاه نبودند هنگام مطالعهء مسائل حركت با قبول واحدهاى بىنهايت كوچك ، يعنى واحدهايى كه شرط اصلى حركت را پيوستگى مطلق قرار مىدهد ، آن خطاى اجتناب ناپذير را كه انديشه و ذهن بشرى با مطالعهء واحدهاى مجزاى حركت به جاى حركت مطلق نمىتواند مرتكب آن نگردد اصلاح مىنمايد » . « حركت بشريت كه مولود مقادير بىشمارى از اراده هاى انسانى است نيز پيوسته و دايمى مىباشد . هدف و منظور تاريخ كشف قوانين اين حركت است . اما انديشه و ذهن بشر براى درك قوانين مجموع اراده هاى انسانى اجزاء ارادى و ناپيوسته اى را از اين مجموعه جدا ساخته مورد مطالعه و تحقيق قرار مىدهد . » ( 3 ) » نخستين شيوهء تاريخ نويسان اين است كه يك سلسله از حوادث پيوسته را كه
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 85
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٨٥
هامش
( 1 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 236 . .
( 2 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 283 . .
( 3 ) همان مأخذ ، ج 3 ، ص 284 - 283 . .